32 - براى آنها مثل بزن دو نفر مرد را كه به يكى از آن دو دو باغ انگور ، محصور با درختان خرما داده بوديم و ميان آن دو باغ كشتى قرار داده بوديم .
33 - هر دو باغ ميوهء خود را آورد و از آن ابدا كم نكرد و ميان آن دو باغ جويى كنده بوديم .
34 - صاحب باغ محصول ديگرى هم داشت ، به رفيقش كه با او گفتگو مىكرد ، گفت :
من از تو در مال زيادترم و از جهت ياران عزيزترم .
35 - در همان حال تكبر وارد باغ خود شد و گفت : گمان ندارم كه اين باغ هرگز فانى شود .
36 - و گمان ندارم كه قيامت بر پا گردد و اگر ( چنان شد ) و به سوى پروردگارم برگشتم بهتر از اين پيدا خواهم كرد .
37 - رفيقش كه با او گفتگو داشت ، گفت : آيا مشرك شدهاى به آنكه تو را از خاكى و سپس از نطفهاى آفريد و آن وقت مرد كاملى ساخت ؟
38 - اما من ، آن خدا ، پروردگار من است و به پروردگارم هيچ كس را شريك نمىگيرم .
تفسير احسن الحديث (فارسى) — صفحة 213
مساهمون: على اكبر قرشى بنابى
ص٢١٣