تارة : تاره : دفعه . نصب آن براى ظرفيت است ، فقط دو بار در قرآن آمده است اسراء / 69 - طه / 55 .
قاصفا : قصف : شكستن . « قصف الشيء : كسره » قاصف : شكننده .
تبيعا : تبع و اتّباع كردن مثل
فَمَنْ تَبِعَ هُدايَ
و دنبال كردن مانند
فَأَتْبَعَهُمْ فِرْعَوْنُ وَ جُنُودُهُ
« تبيع » : ناصر و كمك ، كه در پى يارى و كمك انسان است .
كرمنا : كرم ( بر وزن شرف ) : كرامت : شرافت . نفاست ، عزت ، سخاوت « كرّمنا » شرافتمند كردهايم . و به او چيزهايى دادهايم كه مخصوص به خود او است .
ناگفته نماند : تكريم مخصوص كردن به عنايت و تفضيل برترى دادن نسبت به ديگران است على هذا تكريم اضافى نيست و مخصوص به خود انسان است ولى تفضيل اضافى است و نسبت به ديگران مىباشد .
فتيلا : فتل : تابيدن . فتيل : تابيده . چيز نخ مانندى را كه در شيار هستهء خرماست نيز فتيل گويند « فتيل » در آيه به معنى ليف هسته خرما ، يا چرك و نخى است كه ميان دو انگشت مىتابند ، شىء حقير را به آن مثل مىزنند .
يفتنونك : فتنه : امتحان « ليفتنونك » حتما به فتنه اندازند تو را .
كدت : كاد از افعال مقاربه است ، كه معناى نزديكى مىدهد « كدت » نزديك شدى .
ضعف : ضعف : دو برابر . به قولى عذابى كه دردش مضاعف است .
يستفزونك : فزّ : راندن و وادار كردن به كارى به آسانى
لَيَسْتَفِزُّونَكَ
: