76 - حقا كه نزديك هستند تو را از اين سرزمين بكشانند تا از آن بيرونت كنند ، آن وقت پس از تو جز اندكى در اينجا نمىمانند .
77 - مانند روش پيامبران ما كه قبلا فرستاده بوديم ، روش ما را تغيير پذير نخواهى يافت .
كلمهها
يزجى : زجو : راندن با مدارا سوق دادن ،
يُزْجِي لَكُمُ
: حركت مىدهد و به جريان مىاندازد براى شما ، مانند
اللَّهُ الَّذِي سَخَّرَ لَكُمُ الْبَحْرَ لِتَجْرِيَ الْفُلْكُ فِيهِ بِأَمْرِهِ
جاثيه / 12 .
فلك : كشتى آن بر مفرد و جمع اطلاق مىشود ، مفرد و جمع بودن با قرينه معلوم مىشود .
ضر : ضر ( بضم اول ) : بد حالى « الضّر : سوء الحال » اعم از آنچه در نفس باشد يا در بدن و يا در مال و جاه و بفتح اول : در مقابل نفع است مثل
لا يَمْلِكُ لَكُمْ ضَرًّا وَ لا نَفْعاً
مائده / 76 ، بعضى ، هر دو را به يك معنى گفتهاند ولى قرآن مطلب اول را تأييد مىكند ( قاموس قرآن - ضرر )
مَسَّكُمُ الضُّرُّ
: رسيد به شما بد حالى .
يخسف : خسف : فرو رفتن و فرو بردن . « خسفه اللَّه و خسف هو » پس
أَنْ يَخْسِفَ بِكُمْ
: بر زمين فرو برد شما را .
بر : بر : خشكى مقابل بحر به معنى نيكوكار و احسان كننده نيز آيد ( قاموس قرآن ) .
حاصبا : حصب : انداختن سنگريزه « حصبه حصبا : رماه بالحجارة » حاصب بادى را گويند كه توأم با ريگ و سنگريزه باشد ( طوفان ريگباران ) .