تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير احسن الحديث (فارسى) — صفحة 512

مساهمون:

ص٥١٢
طبيعى . اهل : اهلال : بلند كردن صدا ، « اهل المولود » : بچه وقت ولادت فرياد كرد
أُهِلَّ لِغَيْرِ اللَّهِ بِهِ
در بقره / 173 ، مائده 3 ، انعام 145 گذشت . باغ : باغ به معنى طالب و مايل « عاد » به معنى متجاوز از حد نياز است . كذب : ( بفتح كاف و كسر ذال ) : دروغ ( و بر وزن جسر ) : دروغگويى

شرحها

به دنبال آيات گذشته ، در اين آيات اهل مكه يا مسلمين و مشركان تهديد شده‌اند از اينكه مانند اهل آن شهر بلاديده شوند ، آن وقت مقدارى از محرمات را شمرده كه مشركان به آنها اعتنا نمىكردند و از خود حلال و حرام جعل مىكردند ، در اين زمينه باشكالى كه از طرف يهود به واسطه مشركان شده جواب داده شده است و با چاره‌سازى به واسطهء توبه سخن تمام گرديده است . 112 -
وَ ضَرَبَ اللَّهُ مَثَلًا قَرْيَةً كانَتْ آمِنَةً مُطْمَئِنَّةً يَأْتِيها رِزْقُها رَغَداً مِنْ كُلِّ مَكانٍ فَكَفَرَتْ بِأَنْعُمِ اللَّهِ فَأَذاقَهَا اللَّهُ لِباسَ الْجُوعِ وَ الْخَوْفِ بِما كانُوا يَصْنَعُونَ
اين مثل مثل شهرى است كه مردم آن در امن و آرامش بودند ، روزيشان از هر طرف به فراوانى مىرسيد هم ايمنى داشتند و هم وسائل زندگى به طور فراوان ولى كفران نعمت كردند و پيغمبرشان را چنان كه در آيه بعدى است تكذيب كردند در نتيجه هم امنيّت از دستشان رفت و هم مبتلا به قحطى و گرسنگى شدند در اينجا چند مسئله هست : 1 - آيا چنين شهرى در گذشته وجود داشته است يا فقط يك مثلى است ،
تفسير احسن الحديث (فارسى) — صفحة 512 | على اكبر قرشى بنابى