مكانتكم : كون : بودن . مكان : موضع و محل بودن « مكانت » منزلت و موضع و تمكن و قدرت ، مراد از آن در اينجا تمكّن است .
ارتقبوا : رقبه ( به كسر اول ) و رقوب : حفظ و انتظار . رقيب : حافظ و منتظر . « و ارتقبوا » : منتظر بمانيد .
جاثمين : جثوم : سقوط بر روى يا نشستن به زانو . « جاثمين » افتادگان .
شرحها
در ادامه بررسى حالات پيامبران عليهم السّلام در اين آيات ماجراى حضرت شعيب و قوم او بيان شده است ، آن حضرت سخن خود را با دعوت به توحيد شروع مىكند و از بتپرستى منع مىكند و به عدالت و انصاف در معاملات و اينكه كم فروشى نكنند و اجناس مردم را ناقص ننمايند و به منفعت حلال قانع باشند ، امر مىكند در جواب او مىگويند : آيا نماز تو دستور مىدهد كه دين پدران خود را رها كنيم و يا دربارهء اموال خود مطابق ميل خود رفتار نكنيم ؟
شعيب فرمود : من بر گفته و دعوت خود دليلى از خدا دارم و نسبت به شما جز اصلاح و سعادت نمىخواهم ، نيز در دعوتم با شما شريك مىباشم ، مبادا مخالفت با من آن بلائى بسر شما بيايد كه به سر قوم نوح و هود و صالح آمد و مكان قوم لوط كه تار و مار شدند از شما چندان دور نيست از اعمال گذشته استغفار كنيد و به سوى خدا برگرديد كه خدا رحيم و مهربان است .
گفتند : بسيارى از آنچه مىگويى براى ما مفهوم نيست و اگر اقوام و عشيرهات نبود سنگبارانت مىكرديم ، تو ناتوان هستى و پيش ما گرانقيمت نمىباشى .
شعيب گفت : آيا عشيرهء من پيش شما از خدا عزيزتر است كه خدا را فراموش