« صدع بالحق : اذا تكلم به جهارا » .
مستهزءين : هزء و هزو : مسخره كردن ، خفيف شمردن . مستهزئ : مسخره كننده جمع آن مستهزءون است .
شرحها
در اين آيات مطالب گذشته توجيه شده است ، يعنى پيشامدهاى قوم لوط و مانند او از اين جهت است كه جهان به حق آفريده شده و روى نظامات متقن مىچرخد ، جهان بىهدف و بىنقشه نيست متخلّفان كوبيده مىشوند و نيكوكاران موفق مىگردند ، همين حق آفريده شدن علت وجود قيامت و آمدن است . آن گاه فرموده ما به تو قرآن دادهايم كه روشنگر اين حقائق است ، به نعمت و گسترش وسائل زندگى مشركان بىاعتنا باش و با مؤمنان كه مكتب تو را پذيرفتهاند مدارا و مهربانى كن و با آنها باش و بگو من انذار كنندهء آشكارم ، شما را از عذابى مىترسانم كه بر مسخره كنندگان قرآن نازل گرديد . رسالت را آشكار كن از مشركان بر كنار باش از شرّ مسخره كنندگان در امانى مىدانيم كه از گفتار مشركان سنيهات تنگ مىشود ، به حمد و تسبيح و عبادت حق ادامه بده كه پيروز خواهى بود .
85 و 86 -
وَ ما خَلَقْنَا السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ وَ ما بَيْنَهُما إِلَّا بِالْحَقِّ وَ إِنَّ السَّاعَةَ لَآتِيَةٌ فَاصْفَحِ الصَّفْحَ الْجَمِيلَ إِنَّ رَبَّكَ هُوَ الْخَلَّاقُ الْعَلِيمُ
.
اين آيه در رابطه با بلاياى گذشته است كه اقوام انبياء گرفتار شدند و نيز در رابطه با آمدن قيامت است چنان كه در نكتهها خواهد آمد ، حق بودن خلقت آسمانها و زمين ، مقتضى وجود آخرت است لذا در تعقيب آن فرموده :
وَ إِنَّ السَّاعَةَ لَآتِيَةٌ
حق در مقابل باطل است يعنى جهان به حق و براى غرض و غايت