70 - گفتند : مگر تو را از ( حمايت ) مردمان منع نكردهايم .
71 - گفت : اينها دختران منند اگر قصدى داريد ؟
72 - به حيات تو سوگند كه آنها در غفلت خود حيران بودند .
73 - صيحهء عذاب آنها را دم آفتاب بگرفت .
74 - بالاى ديارشان را پائين آن ( زير و رو ) كرديم و بر آنها سنگهايى از گل سخت ببارانديم .
75 - در آنجا علامتهايى براى اهل عبرت هست .
76 - آن علامتها در راهى ثابت و دائر است .
77 - در آنچه گفته شد براى مؤمنان عبرت هست .
78 - حقا كه اهل ايكه ستمكاران بودند .
79 - از آنها انتقام گرفتيم ، ديار هر دو در راه آشكارى است .
80 - اهل حجر پيامبران را تكذيب كردند .
81 - آيات خود به آنها داديم ، از آنها روگردان بودند .
82 - در ايمنى از كوهها خانهها مىتراشيدند .
83 - وقتى كه به صبح وارد مىشدند صيحهء عذاب آنها را گرفت .
84 - آنچه به دست مىآوردند كفايتشان نكرد .
كلمهها
وجلون : وجل ( بر وزن شرف ) : خوف ، فزع . وجل ( بفتح واو و كسر جيم ) : ترسان و خائف . جمع آن « وجلون » است « لا توجل » :
نترس .
غلام : جوان . جوانى كه موى شاربش روئيده است : « الغلام : الطار الشارب » غلم و اغتلام به معنى هيجان شهوت است جوان را از آن غلام گفتهاند كه در حال طلب نكاح است ( قاموس قرآن - غلم ) .