تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير احسن الحديث (فارسى) — صفحة 370

مساهمون:

ص٣٧٠
70 - گفتند : مگر تو را از ( حمايت ) مردمان منع نكرده‌ايم . 71 - گفت : اينها دختران منند اگر قصدى داريد ؟ 72 - به حيات تو سوگند كه آنها در غفلت خود حيران بودند . 73 - صيحهء عذاب آنها را دم آفتاب بگرفت . 74 - بالاى ديارشان را پائين آن ( زير و رو ) كرديم و بر آنها سنگهايى از گل سخت ببارانديم . 75 - در آنجا علامتهايى براى اهل عبرت هست . 76 - آن علامتها در راهى ثابت و دائر است . 77 - در آنچه گفته شد براى مؤمنان عبرت هست . 78 - حقا كه اهل ايكه ستمكاران بودند . 79 - از آنها انتقام گرفتيم ، ديار هر دو در راه آشكارى است . 80 - اهل حجر پيامبران را تكذيب كردند . 81 - آيات خود به آنها داديم ، از آنها روگردان بودند . 82 - در ايمنى از كوه‌ها خانه‌ها مىتراشيدند . 83 - وقتى كه به صبح وارد مىشدند صيحهء عذاب آنها را گرفت . 84 - آنچه به دست مىآوردند كفايتشان نكرد .

كلمه‌ها

وجلون : وجل ( بر وزن شرف ) : خوف ، فزع . وجل ( بفتح واو و كسر جيم ) : ترسان و خائف . جمع آن « وجلون » است « لا توجل » : نترس . غلام : جوان . جوانى كه موى شاربش روئيده است : « الغلام : الطار الشارب » غلم و اغتلام به معنى هيجان شهوت است جوان را از آن غلام گفته‌اند كه در حال طلب نكاح است ( قاموس قرآن - غلم ) .
تفسير احسن الحديث (فارسى) — صفحة 370 | على اكبر قرشى بنابى