تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير احسن الحديث (فارسى) — صفحة 369

مساهمون:

ص٣٦٩
51 - و خبر كن آنها را از ميهمانان ابراهيم . 52 - وقتى كه بر او داخل شدند گفتند : سلام بر تو گفت : ما از شما ترسانيم . 53 - گفتند : مترس ، ما بر تو پسر جوان دانايى را مژده مىدهيم . 54 - گفت آيا بشارت مىدهيد در حالى كه پير شده‌ام ، به چه چيز بشارتم مىدهيد ؟ . 55 - گفتند : تو را به حق بشارت داديم ، از نوميدان مباش . 56 - گفت : جز گمراهان كدام كس از رحمت پروردگارش نوميد مىشود ؟ . 57 - ابراهيم گفت : اى فرستادگان پس كار شما چيست ؟ 58 - گفتند : ما به گروهى گناهكار فرستاده شده‌ايم . 59 - مگر آل لوط كه ما همهء آنها را نجات خواهيم داد . 60 - مگر زنش كه مقرر كرده‌ايم وى از باقى ماندگان است . 61 - چون فرستادگان پيش خانوادهء لوط آمدند . 62 - گفت شما قومى ناخوشايند هستيد . 63 - گفتند : نه بلكه عذابى را كه در آن شك مىكردند آورده‌ايم . 64 - براى تو خبر حق را آورده‌ايم و ما راستگويانيم . 65 - در پاسى از شب خانواده را راه سپر كن و از پى ايشان برو و كسى از شما به عقب بر نگردد ، به آنجا برويد كه مامور هستيد . 66 - به لوط آن عذاب بزرگ را اعلام كرديم كه بنياد اينان چون به صبح مىرسند قطع مىشود . 67 - اهل آن شهر آمدند و شادمان بودند . 68 - لوط گفت : اينها ميهمانان منند ، رسوايم مكنيد . 69 - از خدا بترسيد و خوارم مگردانيد .