تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير احسن الحديث (فارسى) — صفحة 349

مساهمون:

ص٣٤٩
35 - و بر تو است مطلق لعنت تا روز جزا . 36 - گفت : خدايا تا روزى كه مردم مبعوث شوند مهلتم بده . 37 - فرمود : تو از مهلت داده‌شدگانى . 38 - تا روز وقت معلوم . 39 - گفت : خدايا به علت آنكه اضلالم كردى باطل بر آنها زينت كرده و همگى را اضلال خواهم نمود . 40 - مگر بندگانت از آنها كه خالص شدگانند . 41 - خدا گفت اين راه راستى است بر من . 42 - تو را ببندگان من تسلطى نيست مگر به آنكه از گمراهان از تو پيروى كند . 43 - جهنم وعدگاه همه آنهاست . 44 - جهنم را هفت باب هست براى هر بابى جزئى از مردم تعيين شده است . 45 - پرهيزكاران در بهشتها و چشمه‌سارها مستقرند . 46 - به سلامت داخل بهشت شويد كه ايمنان هستيد . 47 - كينه‌اى كه در دل داشتند كنده‌ايم ، آنها برادرانند در سريرها مقابل هم . 48 - در بهشت رنجى به آنها نمىرسد و از آن خارج شدنى نيستند . 49 - به بندگانم خبر بده كه منم غفور و رحيم . 50 - و عذاب من همانست عذاب اليم .

كلمه‌ها

صلصال : گل خشك راغب گويد : « الطين الجاف » طبرسى فرموده : « الطين اليابس » اصل آن به معنى صدا كردن شىء است به صداى آهن و صداى رعد صلصله گويند ، اين لفظ چهاربار در قرآن آمده و همه در خلقت انسان مىباشد ، سه بار در سورهء حجر و يك بار در سورهء رحمن / 14 به قولى به معناى گل بدبو است .