لا يُؤْمِنُونَ
بقره / 6 ، ديگرى آنهايى هستند كه اگر حرف حق را شنيدند قبول مىكنند و تقواى روحى و انصاف دارند ، اين گونه اشخاص ايمان مىآورند و به گروه اول فقط حجت تمام مىشود ، جمله
لا يُؤْمِنُونَ بِهِ . . .
در بيان حال گروه اول است . اين جريان در آيات بعدى روشنتر مىشود .
14 -
وَ لَوْ فَتَحْنا عَلَيْهِمْ باباً مِنَ السَّماءِ فَظَلُّوا فِيهِ يَعْرُجُونَ
يعنى آنان كه تصميم به عدم تسليم دارند اگر درى از آسمان بر آنها مىگشوديم و پيوسته در آن بالا مىرفتند ، و به عالم بالا كه قرآن از آن نازل شده واقف مىگشتند باز ايمان نياورده و مىگفتند : چشم ما بسته شده است .
15 -
لَقالُوا إِنَّما سُكِّرَتْ أَبْصارُنا بَلْ نَحْنُ قَوْمٌ مَسْحُورُونَ
مىگفتند : چشم ما بسته شده آنچه مىبينيم واقعيت ندارد خواب و خيال است يا بسته نشده بلكه محمّد چشم ما را سحر كرده است كه چنين احساس مىكنيم آرى چنين است حال لجوجانى كه قصد ايمان نياوردن دارند .
نكتهها
تحريف قرآن : در رابطه با آيهء
إِنَّا نَحْنُ نَزَّلْنَا الذِّكْرَ وَ إِنَّا لَهُ لَحافِظُونَ
بايد دانست راجع به تحريف قرآن دو مطلب هست ، اول آنكه آيا در قرآن مطالب اضافى هست و قسمتى از آن از كلام خدا نيست بلكه بر آن اضافه شده است ؟ دوم : آيا در قرآن نقصانى پيش آمده و مقدارى از آن از بين رفته است ؟ تحريف به معناى اول ، به اجماع مسلمين باطل بلكه بطلانش ضرورى است و قرآن همهاش كلام خداست ، در مجمع البيان ( مقدمه فن پنجم ) فرموده : به اجتماع مسلمين در قرآن زيادت نيست ، در الميزان فرموده بر نفى زيادت در قرآن با اجماع استدلال شده است ( سورهء حجر