تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير احسن الحديث (فارسى) — صفحة 335

مساهمون:

ص٣٣٥
ج 12 ) در البيان علامهء خويى آمده : تحريف به معنى زيادت به اجماع مسلمين باطل بلكه بطلانش به ضرورت ثابت شده است . اما تحريف به معنى ناقص شدن چطور ؟ بايد دانست متسالم عليه ميان مسلمانان آنست كه اين گونه تحريف نيز در قرآن مجيد نيست ، دلائل آن بعدا ذكر خواهد شد ، در البيان علامهء خويى ( ج اول ص 218 ) مىگويد : معروف ميان مسلمين عدم وقوع تحريف در قرآن است و اينكه قرآن موجود در دست ما ، همه قرآن است كه بر پيغمبر نازل شده است ، بسيارى از بزرگان بر اين عقيده تصريح كرده‌اند از جمله صدوق محمّد بن بابويه كه قول به عدم تحريف را از معتقدات اماميه شمرده است ، از جمله شيخ طوسى در مقدمهء تفسير « تبيان » و آن را از استادش علم الهدى با استدلال قاطع نقل مىكند ، هكذا مفسر مشهور طبرسى در مقدمهء مجمع البيان ، ايضا شيخ جعفر كاشف الغطاء در بحث قرآن از كتاب « كشف الغطا » و نيز علامه شهشهانى در بحث قرآن از كتاب « عروة الوثقى » و نيز قول به عدم تحريف را به جمهور مجتهدين نسبت داده ، همچنين محدث كاشانى در دو كتابش ( وافى ج 5 ص 274 و علم اليقين ص 130 ) و نيز علامه شيخ محمّد جواد بلاغى در مقدمه تفسير « آلاء الرحمن » . نگارنده گويد : اگر در اقوال بزرگان اهل تفسير و غيره تفحص كنيم كسى را نخواهيم يافت كه قائل به تحريف به معنى ناقص شدن از قرآن باشد مگر بعضى از آنان كه خيلى سطحى فكر كرده و به اشتباه افتاده‌اند ، به عبارت ديگر : بعضى از محدثين شيعه و بعضى از محدثان اهل سنت قائل شده‌اند كه در قرآن تحريف واقع شده و مقدارى از آن حذف شده است در مقدمه مجمع البيان اين قول را به جمعى از علماء شيعه و عده‌اى از « حشويه » از اهل سنت نسبت داده است ، حشويه چنان كه در دائرة المعارف وجدى است گروهى از معتزله هستند كه بظواهر قرآن