25 -
وَ الَّذِينَ يَنْقُضُونَ عَهْدَ اللَّهِ مِنْ بَعْدِ مِيثاقِهِ وَ يَقْطَعُونَ ما أَمَرَ اللَّهُ بِهِ أَنْ يُوصَلَ وَ يُفْسِدُونَ فِي الْأَرْضِ أُولئِكَ لَهُمُ اللَّعْنَةُ وَ لَهُمْ سُوءُ الدَّارِ
.
اين آيه وصف كسانى است كه دعوت حق را قبول نكرده و مصداق
وَ الَّذِينَ لَمْ يَسْتَجِيبُوا
شدهاند ، به جاى اعمال نيك اجابت كنندگان در حق آنها آمده :
وَ يُفْسِدُونَ فِي الْأَرْضِ
منظور از لعنت ، طرد شدن از هر رحمت و لطف خدا و بىبهره شدن از بهشت است ، منظور از
سُوءُ الدَّارِ
نتيجهء بد اين دنيا است كه همان عذاب آخرت مىباشد .
نكتهها
فاعل الهى و فاعل طبيعى : در رابطه با آيه
قُلِ اللَّهُ خالِقُ كُلِّ شَيْءٍ
لازم است بدانيم ، فلاسفه فاعل را به دو قسمت تقسيم كردهاند يكى فاعل الهى و ديگرى فاعل طبيعى . فاعل الهى آنست كه شىء را از عدم به وجود آورد و آنچه را كه نبوده « بود » نمايد ، اين منحصر به خداى تبارك و تعالى است و فاعل واقعى او است كه موجودات را به وجود آورده است و جز او فاعل الهى وجود ندارد ، فاعل طبيعى آنست كه اشياء موجود را به حركت در آورد مانند بناء كه آجرها را حركت داده و رويهم مىچيند و ساختمانى به وجود مىآورد و به عبارت فلسفى « معطى التحرك » است ، على هذا همه انسانها فاعل طبيعى هستند ، شعر ذيل در بيان اين دو نوع فاعل است :
معطى الوجود فى الالهى فاعل * معطى التحرك الطبيعى قائل
فاعل الهى در انسان تصورهاى ذهنى او است ، مثلا شما يك انسان پنجاه