تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير احسن الحديث (فارسى) — صفحة 178

مساهمون:

ص١٧٨
100 -
وَ رَفَعَ أَبَوَيْهِ عَلَى الْعَرْشِ وَ خَرُّوا لَهُ سُجَّداً وَ قالَ يا أَبَتِ هذا تَأْوِيلُ رُءْيايَ مِنْ قَبْلُ قَدْ جَعَلَها رَبِّي حَقًّا
. به نظر مىآيد نشستن يعقوب و زنش بر تخت حكومت به دستور يوسف از جانب غلامان او بوده سپس وقتى كه يوسف بر آنها وارد شده همگى بر او خضوع كرده‌اند ، به دنبال اين عمل يوسف گفته است : پدرجان اين مصداق خارجى خواب گذشته من است كه خدايم آن را خواب واقعى و حاكى از خارج قرار داده بود « تأويل » در اينجا به معنى مفعول يعنى ماول و برگشته و مصداق است . نه برگشت دادن . سجود در اصل به معنى خضوع و اظهار فروتنى است ، گذاشتن هفت اعضاء بر زمين از دستورهاى اسلامى است و گرنه در آيهء
وَ النَّجْمُ وَ الشَّجَرُ يَسْجُدانِ
رحمن / 6
وَ لِلَّهِ يَسْجُدُ ما فِي السَّماواتِ وَ ما فِي الْأَرْضِ
نحل / 49
أَ لَمْ تَرَ أَنَّ اللَّهَ يَسْجُدُ لَهُ مَنْ فِي السَّماواتِ وَ مَنْ فِي الْأَرْضِ وَ الشَّمْسُ وَ الْقَمَرُ وَ النُّجُومُ وَ الْجِبالُ وَ الشَّجَرُ ، . . .
حج / 18 خبرى از گذاشتن هفت اعضاء بر زمين نيست بلكه معناى اولى مراد است . ظهور آيه در آنست كه آنها همگى به خاك افتاده و به يوسف خضوع كرده‌اند ولى مسئلهء شرك نعوذ باللّه در ميان نبوده است زيرا يعقوب آن پيامبر بزرگوار محال بود كه چنان عمل كند يوسف نيز كه وقت صحبت با دو زندانى مىفرمايد :
ما كانَ لَنا أَنْ نُشْرِكَ بِاللَّهِ مِنْ شَيْءٍ
و خدا در حق او مىگويد
إِنَّهُ مِنْ عِبادِنَا الْمُخْلَصِينَ
محال است به چنان كارى راضى شود ، پس ، آن سجدهء عبادت نبوده تا حرام و شرك باشد مانند :
وَ إِذْ قُلْنا لِلْمَلائِكَةِ اسْجُدُوا لِآدَمَ
كه خدا خودش دستور خضوع به آدم را مىدهد . در روايت آمده : سجدهء يعقوب و فرزندانش براى شكر خدا بود . در روايت امام هادى عليه السّلام آمده : « . . . اما سجود يعقوب و ولده ليوسف فشكرا للَّه لاجتماع شملهم . . . » و در روايت ديگر از امام صادق عليه السّلام نقل شده است : « فى قوله و
تفسير احسن الحديث (فارسى) — صفحة 178 | على اكبر قرشى بنابى