تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير احسن الحديث (فارسى) — صفحة 161

مساهمون:

ص١٦١
معلوم مىشود كه تفتيش به وسيلهء يوسف انجام شده است و كاوش در انبانهاى برادران براى آن بوده كه قضيه كاملا طبيعى نشان داده شود ، لفظ
كَذلِكَ كِدْنا لِيُوسُفَ
نشان مىدهد كه اين گونه كارها لمصلحة جايز است ، ما نبايد در پى توجيهاتى از جانب خود باشيم بلكه بايد آن را ملاك گرفته و بجواز اين گونه كارها اگر مصالحى در ميان باشد فتوى بدهيم اينكه خدا مىگويد : ما اين تدبير را به يوسف ياد داديم ديگر جاى سخن ندارد ، مهمّ تشخيص مصالح و ملاكهاست و نيز معلوم مىشود كه در قانون مصر گرفتن و حبس يا برده كردن دزد نبوده است و يوسف آنها را طبق قانون خود مجازات كرده است ، من اطمينان دارم كه يوسف اين جريان را پنهانى به بنيامين گفته است تا در آن موقع ناراحت نباشد
إِلَّا أَنْ يَشاءَ اللَّهُ
نشان مىدهد كه مشيت خدا آن بود كه يوسف به آن شكل برادرش را بگيرد ، يعنى قانون شاه مانع نبود كه دزد را به آنچه خود راضى بودند مجازات كنند .
نَرْفَعُ دَرَجاتٍ مَنْ نَشاءُ وَ فَوْقَ كُلِّ ذِي عِلْمٍ عَلِيمٌ
. اين جمله توجيه
كَذلِكَ كِدْنا لِيُوسُفَ . . .
است و امتنان خداست براى يوسف كه او را بر ديگران و بر برادرانش برترى داد جملهء
فَوْقَ كُلِّ ذِي عِلْمٍ عَلِيمٌ
در عين حال كه مىرساند علم و عالم حد يقف ندارد اشاره به تدبير عالى يوسف است در نگهداشتن برادرش و تطبيق با قانون مصر آن روز . 77 -
قالُوا إِنْ يَسْرِقْ فَقَدْ سَرَقَ أَخٌ لَهُ مِنْ قَبْلُ فَأَسَرَّها يُوسُفُ فِي نَفْسِهِ وَ لَمْ يُبْدِها لَهُمْ قالَ أَنْتُمْ شَرٌّ مَكاناً وَ اللَّهُ أَعْلَمُ بِما تَصِفُونَ
. اين جمله و اين اتّهام حاكى از تحسّر و ناراحتى آنها از اين پيشامد است و نيز تبرئهء خودشان است يعنى اگر اين دزدى كرده بعيد نيست چون برادرى داشت او هم دزدى كرده بود در اين كار وارث يكديگر هستند اما چون ما از