تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير احسن الحديث (فارسى) — صفحة 163

مساهمون:

ص١٦٣
الْأَرْضَ حَتَّى يَأْذَنَ لِي أَبِي أَوْ يَحْكُمَ اللَّهُ لِي وَ هُوَ خَيْرُ الْحاكِمِينَ
. اين آيه حاكى است كه پس از مأيوس شدن از يوسف ، خود را از ديگران كنار كشيده و ده برادر با هم نجوى كرده و جلسهء سرى تشكيل داده‌اند ، برادر بزرگ گفته است پدرمان از ما پيمان گرفته است كه بنيامين را برگردانيم اين كه نشد ، در گذشته نيز دربارهء يوسف مىدانيد چه تقصيرى كرده‌ايم من نمىتوانم از مصر خارج شوم مگر آنكه پدرم اجازه دهد يا خدا وضعى پيش آورد كه خارج شوم .
خَلَصُوا نَجِيًّا
يعنى از مردم كنار كشيدند و ميان خود نجوى و گفتگو مىكردند ، لفظ « ما » در جملهء
ما فَرَّطْتُمْ
اگر زايد و براى تأكيد باشد چنان كه در مجمع فرموده است معنى چنين مىشود : پدرتان از شما پيمان گرفت كه بنيامين را برگردانيد ، پيش از اين دربارهء يوسف تقصير كرديد و او را بر پدر برنگردانيديد ، ممكن است « ما » براى مصدر باشد ، تقدير چنين مىشود : « الم تعلموا تفريطكم من قبل فى يوسف » منظور از
يَحْكُمَ اللَّهُ
چاره‌اى از خداست يعنى خارج نمىشوم مگر خدا حكم كند مثلا برادرم آزاد شود و يا در مصر از دنيا بروم و مانند آن . 81 -
ارْجِعُوا إِلى أَبِيكُمْ فَقُولُوا يا أَبانا إِنَّ ابْنَكَ سَرَقَ وَ ما شَهِدْنا إِلَّا بِما عَلِمْنا وَ ما كُنَّا لِلْغَيْبِ حافِظِينَ
. تتمهء سخن برادر بزرگ است غرض از
ما شَهِدْنا إِلَّا بِما عَلِمْنا
شهادة بر كيفر سارق در ميان بنى اسرائيل است ، منظور از غيب ظاهرا سرقت سقايه است يعنى اى پدر فرزندت دزدى كرد ، مادر شهادت بر كيفر سارق آنچه مىدانستيم گفتيم و ما نمىدانستيم كه او سقايه را دزديده است و با شهادت ما گرفتار مىشود تا آن شهادت را ندهيم .
تفسير احسن الحديث (فارسى) — صفحة 163 | على اكبر قرشى بنابى