تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير احسن الحديث (فارسى) — صفحة 160

مساهمون:

ص١٦٠
گفته‌اند : پيمانه گم شده است ، يوسف براى آوردن آن جايزه معين كرده است . 73 -
قالُوا تَاللَّهِ لَقَدْ عَلِمْتُمْ ما جِئْنا لِنُفْسِدَ فِي الْأَرْضِ وَ ما كُنَّا سارِقِينَ
. در الميزان فرموده از
لَقَدْ عَلِمْتُمْ . . .
كه به لفظ ماضى آمده ، به نظر مىآيد كه وقت وارد شدن به مصر آنها را تفتيش كرده و فهميده بودند كه آنها جاسوس و نظير آن نيستند ، به هر حال برادران يوسف قسم خورده‌اند كه ما براى افساد به مصر وارد نشده‌ايم وانگهى دزدى در ما سابقه نداشته است . 74 -
قالُوا فَما جَزاؤُهُ إِنْ كُنْتُمْ كاذِبِينَ
. به نظر مىآيد كه اين سؤال را يوسف به آنها تفهيم كرده است تا راهى براى نگهداشتن برادرش باشد زيرا آن در قانون مصر نبود چنان كه خواهد آمد . 75 -
قالُوا جَزاؤُهُ مَنْ وُجِدَ فِي رَحْلِهِ فَهُوَ جَزاؤُهُ كَذلِكَ نَجْزِي الظَّالِمِينَ
. يعنى كيفر دزدى خود دزد و برده شدن اوست و ما اين گونه ظالمان را چنين كيفر مىدهيم شايد منظور گرفتن و حبس كردن باشد در صافى از امام صادق عليه السّلام نقل شده : « يعنون السنة التي كانت تجرى فيهم ان يحبسه » در عياشى از امام باقر عليه السّلام نقل شده : حكومت در بنى اسرائيل آن بود كه هر كس دزدى مىكرد در مقابل آن برده مىشد . لفظ « جزائه » مبتداء و لفظ
مَنْ وُجِدَ فِي رَحْلِهِ
خبر آن و جملهء
فَهُوَ جَزاؤُهُ
جمله مستقل و براى تأكيد مثلا مىگوئيم : سزاى دزد قطع دست است اين سزاى او . الف و لام ظالمين براى عهد است يعنى آنها كه بواسطه دزدى ظالم شده‌اند . 76 -
فَبَدَأَ بِأَوْعِيَتِهِمْ قَبْلَ وِعاءِ أَخِيهِ ثُمَّ اسْتَخْرَجَها مِنْ وِعاءِ أَخِيهِ كَذلِكَ كِدْنا لِيُوسُفَ ما كانَ لِيَأْخُذَ أَخاهُ فِي دِينِ الْمَلِكِ إِلَّا أَنْ يَشاءَ اللَّهُ
.