تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير احسن الحديث (فارسى) — صفحة 126

مساهمون:

ص١٢٦
وحدت جامعه انسانى مىشود واقع نيز آن است كه خدا يكى است و خدايان دروغين هيچ هستند . 40 -
ما تَعْبُدُونَ مِنْ دُونِهِ إِلَّا أَسْماءً سَمَّيْتُمُوها أَنْتُمْ وَ آباؤُكُمْ ما أَنْزَلَ اللَّهُ بِها مِنْ سُلْطانٍ
. ادامهء سخن يوسف عليه السّلام است ، اينكه بتها « اسماء » خوانده شده‌اند يعنى آنها بىمحتوى هستند و به اين مجسمه مىگوئيم خير رسان است اين فقط لفظ است و گرنه آن خير رسان نيست ، فقط نامى است به آن گذاشته شده است ، آن نامها را هم فقط شما و پدرانتان ساخته‌ايد ، خدا دليلى بر اين كار شما نازل نكرده تا عبادتتان بر حق باشد .
إِنِ الْحُكْمُ إِلَّا لِلَّهِ أَمَرَ أَلَّا تَعْبُدُوا إِلَّا إِيَّاهُ ذلِكَ الدِّينُ الْقَيِّمُ وَ لكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لا يَعْلَمُونَ
. دستور دربارهء بندگى مخصوص خداست ، او كه واحد و قهار است بايد اجازهء عبادت بدهد بگويد : شفاعت بتها در درگاه او پذيرفته است ولى خدا فقط به عبادت خود فرمان داده است ، راه صحيح هم اين است بايد عبادت و استمداد از كسى باشد كه رب العالمين است و بر همهء چيز توانايى دارد ، اما بيشتر مردم به اين امر جاهلند . 41 -
يا صاحِبَيِ السِّجْنِ أَمَّا أَحَدُكُما فَيَسْقِي رَبَّهُ خَمْراً وَ أَمَّا الْآخَرُ فَيُصْلَبُ فَتَأْكُلُ الطَّيْرُ مِنْ رَأْسِهِ قُضِيَ الْأَمْرُ الَّذِي فِيهِ تَسْتَفْتِيانِ
. خواب اولى را اينطور تعبير كرده كه ساقى شاه خواهد شد و ديگرى به دار آويخته مىشود ، مرغان از گوشت سرش مىخورند منظور از « رب » سرپرست و پادشاه است ، گويند به دومى گفت كه شاه تو را مىكشد و به دار مىزند