تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير احسن الحديث (فارسى) — صفحة 127

مساهمون:

ص١٢٧
و مرغان از دماغت مىخورند ، در صافى از تفسير قمى نقل كرده : خباز بعد از شنيدن تأويل يوسف گفت : دروغ مىگفتم من چيزى در خواب نديده‌ام ، يوسف گفت تعبيرى كه مىخواهيد حتمى شده است برگشت ندارد . صاحب الميزان فرموده : به اين مطلب در آيه اشاره هست . 42 -
وَ قالَ لِلَّذِي ظَنَّ أَنَّهُ ناجٍ مِنْهُمَا اذْكُرْنِي عِنْدَ رَبِّكَ فَأَنْساهُ الشَّيْطانُ ذِكْرَ رَبِّهِ فَلَبِثَ فِي السِّجْنِ بِضْعَ سِنِينَ
. اينكه يوسف به آن كس مىگويد مرا در نزد شاه ياد كن و بگو آن جوان كنعانى بىگناه است نه شرك است و نه مخالف توكل ، زيرا خدا اجازه فرموده كه شخص در اثبات بيگناهى خود و براى نجات خود چنين كارهايى بكند ، ضمير « انساه » راجع است به « للذى » يعنى شيطان از ياد او برد كه پيش شاه او را ياد كند در نتيجه يوسف هفت سال در زندان ماند ، اما اينكه بگوئيم ضمير « انساه و ربه » هر دو راجع به يوسف است يعنى شيطان خدا را از ياد يوسف برد در نتيجه او خدا را فراموش كرد و به بنده متوسل شد ، اين مخالف نص صريح قرآن است كه مىگويد :
إِنَّهُ مِنْ عِبادِنَا الْمُخْلَصِينَ
. در الميزان از در منثور از ابن عباس از رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم نقل شده : اگر يوسف به آن مرد نمىگفت مرا پيش پادشاهت ياد كن در زندان نمىماند ولى نجات را از غير خدا خواست « 1 » . در تفسير عياشى از يعقوب بن شعيب از امام صادق عليه السّلام نقل كرده : خدا به يوسف گفت : آيا تو را به پدرت محبوب نكردم ؟ تو را در زيبايى بر مردم برترى ندادم ؟ آيا كاروان را به سوى تو نراندم تا تو را از چاه نجات دادم ؟ آيا
هامش
( 1 ) « قال : قال رسول اللَّه ( ص ) لو لم يقل يوسف الكلمة التي قال ما لبث فى السجن طول ما لبث حيث يبتغى الفرج من عند غير اللَّه تعالى » .
تفسير احسن الحديث (فارسى) — صفحة 127 | على اكبر قرشى بنابى