تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير احسن الحديث (فارسى) — صفحة 123

مساهمون:

ص١٢٣
تاويل و مصداق خارجى اين خواب به ما خبر بده كه آدم نيكوكارى هستى و نيكوكاران با روشن‌بينى مىتوانند تأويل خوابها را بدانند . يوسف فرمود : هر طعامى كه به شما آورده شود پيش از آورده شدن از آن به شما خبر مىدهم خدا اين را به من تعليم كرده است من دين اقوامى را كه به خدا و آخرت ايمان نمىآورند رها كرده‌ام و در دين پدرانم مىباشم ، خانوادهء من شرك به آنها راه نيافته است ، آن وقت مقدارى در زمينهء توحيد و ترك شرك سخن گفت و بعد فرمود : اى دو يار زندانم آنكه در خواب ديده انگور مىفشارد ساقى پادشاه خواهد شد و اما آنكه ديده نان حمل مىكند ، به دار آويخته مىشود ، پرندگان از گوشت سرش مىخورند ، اين كار حتمى است و خواهد شد . آن وقت به شخص اولى كه بنا بود ساقى شاه شود گفت : وقتى كه پيش پادشاه رفتى مرا ياد كن و بگو : آن جوان كنعانى بدون تقصير است ولى شيطان اين تذكر را از ياد او برد و يوسف حدود هفت سال در زندان ماند . 36 -
وَ دَخَلَ مَعَهُ السِّجْنَ فَتَيانِ قالَ أَحَدُهُما إِنِّي أَرانِي أَعْصِرُ خَمْراً وَ قالَ الْآخَرُ إِنِّي أَرانِي أَحْمِلُ فَوْقَ رَأْسِي خُبْزاً تَأْكُلُ الطَّيْرُ مِنْهُ نَبِّئْنا بِتَأْوِيلِهِ إِنَّا نَراكَ مِنَ الْمُحْسِنِينَ
. گويند آن دو نفر از غلامان پادشاه مصر بود ، به قولى يكى خبازشاه بود از اينكه
قالَ أَحَدُهُما
با فاء نيامده معلوم مىشود كه اين سؤال در اولين روز ورود آنها نبوده است و از اينكه يوسف آنها را
صاحِبَيِ السِّجْنِ
دو يار زندانى خوانده است معلوم مىشود كه مدتى با او در زندان بوده‌اند و سپس خواب ديده و تعبير خواسته‌اند اين مطلب از جملهء اخير آيه نيز فهميده مىشود . از لفظ « ارانى » به نظر مىآيد كه مرتب آن خواب را مىديده‌اند ، در
أَعْصِرُ خَمْراً
به انگور ، شراب اطلاق شده است و اين در زبان عرب به عنوان « ما يؤل » بسيار است .