تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير احسن الحديث (فارسى) — صفحة 121

مساهمون:

ص١٢١
36 - دو غلام با يوسف وارد زندان شدند ، يكى گفت : من در خواب مىبينم كه انگور مىفشارم ديگرى گفت من در خواب مىبينم كه بالاى سرم نان حمل مىكنم مرغان از آن مىخورند ، ما را از تأويل اين دو خواب خبر بده كه ما تو را از نيكوكاران مىبينيم . 37 - يوسف گفت : هيچ طعامى كه روزى داده شويد ، به شما نمىآيد مگر آنكه پيش از آمدنش از تأويل آن خبر مىدهم ، اين چيزى است كه خدايم تعليم كرده است من طريق قومى را كه به خدا ايمان نمىآورند و به آخرت كافر هستند رها كرده‌ام . 38 - تبعيت كرده‌ام از دين پدرانم ابراهيم و اسحق و يعقوب ، ما را نرسد كه به خدا چيزى را شريك قرار بدهيم ، اين از احسان خداست بر ما و بر مردم ليكن بيشتر مردم شكرگزار نيستند . 39 - اى دو يار زندانيم آيا خدايان پراكنده بهتر هستند ؟ يا خداى يكتا و مسلط بر همه . 40 - جز خدا نمىپرستيد مگر نامهايى را كه شما و پدرانتان گذاشته‌ايد ، : خدا دليلى بر آنها نازل نكرده است ، دستور ، خاص خداست ، امر كرده كه جز او را نپرستيد ليكن بيشتر مردم نمىدانند . 41 - اى دو رفيق زندانيم اما يكى از شما پادشاهش را شراب مىنوشاند اما ديگرى به دار آويخته مىشود و پرندگان از گوشت سرش مىخورند ، آنچه مىپرسيد حتمى است ( و برگشت ندارد ) . 42 - و به آنكه گمان كرد از آن دو ، نجات مىيابد گفت : مرا نزد پادشاهت ياد كن ، شيطان ياد كردن را از ياد او برد لذا هفت سال در زندان ماند .

كلمه‌ها

فتيان : در گذشته گفته شد : فتى به معنى غلام جوان است « فتيان » : دو