البيان از ابو حمزهء از حضرت سجاد عليه السّلام نقل شده : زنان چون از مجلس زليخا خارج شدند هر يك شخصى پيش يوسف فرستادند و از او خواستند كه بزيارتش بيايند « 1 » على هذا منظور يوسف از
مِمَّا يَدْعُونَنِي
همين است ، گويند : زنان در همان مجلس به يوسف گفتند : از خانمت اطاعت كن ، حاجتش را برآور ، او مظلوم است و تو ظالم و گويند : چون زنان ، يوسف را ديدند ، زن عزيز اجازه داد كه هر يك از زنان با او خلوت كنند و او را به سوى زليخا بخوانند ولى هر يك يوسف را به سوى خود خواند اين است كه يوسف گفت :
مِمَّا يَدْعُونَنِي إِلَيْهِ
.
34 -
فَاسْتَجابَ لَهُ رَبُّهُ فَصَرَفَ عَنْهُ كَيْدَهُنَّ إِنَّهُ هُوَ السَّمِيعُ الْعَلِيمُ
.
خدا دعاى يوسف را اجابت كرد و كيد زنان از او بر گردانيد ، ظاهرا صرف كيد به وسيلهء ايمان و تقواى محكم يوسف بوده است ، خدا دعاى او را شنيد و مىدانست كه او حاضر به بىعفتى نيست و يا خدا نقشه آنها را بىاثر كرد .
35 -
ثُمَّ بَدا لَهُمْ مِنْ بَعْدِ ما رَأَوُا الْآياتِ لَيَسْجُنُنَّهُ حَتَّى حِينٍ
.
از اين آيه معلوم مىشود كه قضيه بى اندازه گسترش پيدا كرد ، صلاح چنين ديدند كه بىگناه را به جاى گناهكار به زندان بفرستند « بدا لهم » يعنى مصلحت و رأى چنين شد ، منظور از « حين » شايد وقتى باشد كه قضيه از يادها برود از امام باقر عليه السّلام روايت شده مراد از آيات : گواهى كودك ، پاره شدن
هامش
( 1 )
« عن على بن الحسين ( ع ) ان النسوة لما خرجن من عندها ارسلت كل واحدة منهن الى يوسف سرا من صاحبته تسئله الزيارة »
دليل فرمودهء امام آيه 51 است كه فرمودهخَطْبُكُنَّ إِذْ راوَدْتُنَّ يُوسُفَ عَنْ نَفْسِهِ.