جنسى ، زن آماده و التماسگر ، منزل خلوت . ولى ايمان و تقوى كار خود را مىكند ، با آنكه خدمتكار آن خانم بود ، تقوايش به آن امتناع وادار كرد .
24 -
وَ لَقَدْ هَمَّتْ بِهِ وَ هَمَّ بِها لَوْ لا أَنْ رَأى بُرْهانَ رَبِّهِ كَذلِكَ لِنَصْرِفَ عَنْهُ السُّوءَ وَ الْفَحْشاءَ إِنَّهُ مِنْ عِبادِنَا الْمُخْلَصِينَ
.
اين آيه در تكميل و توجيه آيهء قبل است لفظ
لَوْ لا أَنْ رَأى
قيد
هَمَّ بِها
است ، منظور از برهان ظاهرا يقين و ايمان واقعى يوسف است در صافى از امام صادق عليه السّلام نقل شده :
« البرهان النبوة المانعة من ارتكاب الفواحش و الحكمة الصارفة عن القبائح »
غرض از « السوء » ظاهرا قصد زنا و از « فحشاء » خود زنا است . يعنى زن خواست از يوسف كام بگيرد و يوسف اگر برهان خدايش را نمىديد قصد مىكرد كه از او كام بگيرد ولى ديدن برهان خدا و يقين و تقوى و حكمتش مانع از قبول درخواست زن شد « 1 » مطلب چنين بود و مىخواستيم كه ميل به كار بد و ارتكاب به زنا را از او برگردانيم كه او از بندگان خالص شده و مخصوص ما بود در اينجا دو مطلب هست :
اول : در بعضى روايات آمده : يوسف خواست كه در خواست او را بپذيرد زن گفت : كمى درنگ كن . گفت چرا ؟ جواب داد مىخواهم صورت اين صنم را بپوشم تا ما را نبيند ، يوسف آن وقت خدا را ياد آورد ، قبلا نيز مىدانست كه خدا او را مىبيند ، لذا پا بفرار گذاشت . و در بعضى ديگر آمده است چون يوسف بند شلوارش را باز كرد مثال پدرش يعقوب را ديد كه ايستاده و انگشت به دندان گرفته و مىگويد : اى يوسف . لذا با ديدن آن صورت پا به فرار گذاشت ، به
هامش
( 1 ) به نظر بعضى مراد از « هم بها » قصد زدن است يعنى زليخا قصد زنا از يوسف كرد و يوسف قصد كرد كه او را بزند ولى ديد كه در آن صورت ممكن است او را بكشند لذا فرار كرد ، على هذا مراد از برهان همان فكر يوسف است كه فرار را بر زدن زن ترجيح داد .