اين قبيل روايات نمىشود اعتنا كرد چطور مىشود كسى كه خدا دربارهء او مىفرمايد :
إِنَّهُ مِنْ عِبادِنَا الْمُخْلَصِينَ
چنان باشد كه در اين روايتها آمده است اينها سندشان نامعلوم است ، در صافى از امام باقر عليه السّلام نقل شده : رضايت مردم را نمىتوان به دست آورد ، زبانشان مضبوط نيست ، چطور سالم خواهيد ماند از كسانى كه پيامبران و رسل و حجج خدا از آنها سالم نماندند آيا به يوسف نسبت ندادند كه قصد زنا كرد ؟
دوم : كلمهء مخلصين به صيغهء اسم مفعول در اينجا به يوسف اطلاق شده و در آيهء 51 از سورهء مريم دربارهء موسى آمده :
إِنَّهُ كانَ مُخْلَصاً وَ كانَ رَسُولًا نَبِيًّا
و در آيهء ديگر آمده كه شيطان به خدا مىگويد : همه بندگانت را فريب مىدهم مگر آنها كه مخلصين هستند
لَأُغْوِيَنَّهُمْ أَجْمَعِينَ إِلَّا عِبادَكَ مِنْهُمُ الْمُخْلَصِينَ
ص / 38 ، اينها بندگانى هستند خالص شده براى خدا كه نفس و شيطان و شهوت را در آنها بهرهاى نيست و گرنه خالص شده نام نمىگرفتند .
25 -
وَ اسْتَبَقَا الْبابَ وَ قَدَّتْ قَمِيصَهُ مِنْ دُبُرٍ وَ أَلْفَيا سَيِّدَها لَدَى الْبابِ قالَتْ ما جَزاءُ مَنْ أَرادَ بِأَهْلِكَ سُوءاً إِلَّا أَنْ يُسْجَنَ أَوْ عَذابٌ أَلِيمٌ
.
استباق طلب پيشى گرفتن بر ديگرى است معلوم مىشود كه يوسف كه توقف را روا نديده و براى خارج شدن به سوى در رفته زن كه مقام و آمريتش با شكست روبرو شده بود او را تعقيب كرده است ، هر يك به فكر پيشى گرفتن بر ديگرى بوده ، يوسف براى خروج از اطاق وزن براى برگرداندن يوسف .
كه در نتيجه پيراهن او را گرفت ، پيراهن از عقب پاره شد ، در كنار در كه مصادف با عزيز شدند ، زن براى حفظ آبروى خود ، يوسف را متهم به قصد تجاوز كرد و گفت او يا بايد به زندان رود و يا عذاب دردناك و شكنجه به بيند زيرا كه به زن تو قصد تجاوز داشت .