آنچه گفته شد عمل كنى به خدا پناه ببر كه استعاذهء تو را مىشنود و به حال تو داناست ، اين كار بيشتر در وقت خشم مىشود كه شخص تعادل خودش را در موقع بى ادبى جاهلان يا ظلم ظالمان از دست مىدهد ، روايت شده چون آيهء گذشته نازل شد ، آن حضرت گفت : خدايا به وقت غضب چه كنم ؟ جواب آمد : فاستعذ باللّه .
201 -
إِنَّ الَّذِينَ اتَّقَوْا إِذا مَسَّهُمْ طائِفٌ مِنَ الشَّيْطانِ تَذَكَّرُوا فَإِذا هُمْ مُبْصِرُونَ
.
تعليل دستور آيهء قبلى است يعنى اگر شيطان تو را وسوسه كرد به خدا پناه ببر ، زيرا اهل تقوى چنانند ، وقتى كه وسوسهاى از شيطان به آنها رسيد فرمان خدا را ياد مىآورند و آن گاه بينا مىشوند و وسوسه را بى اثر مىكنند .
از امام صادق عليه السّلام نقل شده : آن بندهاى است كه قصد گناه مىكند سپس خدا را ياد آورده از گناه منصرف مىشود
« هو العبد يهم بالذنب ثمّ يتذكر فيمسك » .
202 -
وَ إِخْوانُهُمْ يَمُدُّونَهُمْ فِي الغَيِّ ثُمَّ لا يُقْصِرُونَ
.
ضمير « هم » راجع به مشركين است و آيه به حكم جمله حاليه است يعنى اهل تقوى از وسوسهء شيطان به خدا پناه مىبرند در حالى كه ياران مشركان ، مشركان را در راه هلاكت يارى مىكنند و در اغواء آنها كوتاهى نمىنمايند .
203 -
وَ إِذا لَمْ تَأْتِهِمْ بِآيَةٍ قالُوا لَوْ لا اجْتَبَيْتَها قُلْ إِنَّما أَتَّبِعُ ما يُوحى إِلَيَّ مِنْ رَبِّي
.
گاهى اوقات براى مصلحتى وحى قطع مىشد و چند صباحى آيهء تازه نازل نمىشد ، مشركان با تحكم مىگفتند : چرا آيات را از اينجا و آنجا جمع نمىكنى و نمىآورى ؟ يعنى اينها وحى نيست بلكه خودت جمع و تأليف ميكنى . جواب اين است كه بگو : من پيرو وحى خدايم يعنى اولا اينها ساختهء من نيستند ، ثانيا