تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير احسن الحديث (فارسى) — صفحة 497

مساهمون:

ص٤٩٧
زمين ظاهر شد
قُضِيَ الْأَمْرُ
يعنى دستور خدايى انجام پذيرفت و همه غرق شدند . كشتى نوح بر كوه يا بر كوه جودى نشست و استقرار يافت
وَ قِيلَ بُعْداً لِلْقَوْمِ الظَّالِمِينَ
يعنى خدا گفت دور باشند ظالمان از رحمت خدا دورى كامل تقدير آن ظاهرا « ليبعدوا من رحمة اللَّه بعدا كاملا » اين امر نيز تكوينى است كه عبارت اخراى فرمان غرق و غرق شدن آنهاست ، گويند : حذف فاعل و مجهول آمدن فعلهاى « قيل - قضى » براى آن است كه آنها در اينجا به غير خدا نسبت داده نمىشوند پس فاعل معلوم است . بزرگان از بلاغت اين آيه در عجب هستند و بقول الميزان آنچه توانسته‌اند در اين زمينه توضيح داده‌اند گرچه همهء قرآن بلاغت است . در تاريخ هست چهار نفر از ملحدان زمان بنى عباس امثال عبد اللَّه بن مقفع ، ابو شاكر ديصانى ، ابن ابى العوجاء و يك نفر ديگر قرار گذاشتند هر يك مقدار يك ربع قرآن را بنويسند در موسم حج براى مردم بخوانند ، بعد از يك سال كه در موسم جمع شدند ظاهرا عبد اللَّه مقفع بود كه گفت : مدت يك سال فقط آيهء
وَ قِيلَ يا أَرْضُ ابْلَعِي ماءَكِ . . .
وقت مرا گرفته است ، ديگران نيز مانند او اظهار عجز كردند ، چون اين خبر به امام صادق عليه السّلام رسيد حضرت اين آيه را خواند :
قُلْ لَئِنِ اجْتَمَعَتِ الْإِنْسُ وَ الْجِنُّ عَلى أَنْ يَأْتُوا بِمِثْلِ هذَا الْقُرْآنِ لا يَأْتُونَ بِمِثْلِهِ وَ لَوْ كانَ بَعْضُهُمْ لِبَعْضٍ ظَهِيراً
اسراء / 88 ، در مجمع البيان نيز قضيه‌اى نزديك به آن نقل كرده است . 45 -
وَ نادى نُوحٌ رَبَّهُ فَقالَ رَبِّ إِنَّ ابْنِي مِنْ أَهْلِي وَ إِنَّ وَعْدَكَ الْحَقُّ وَ أَنْتَ أَحْكَمُ الْحاكِمِينَ
. يعنى پس از نشستن طوفان ، نوح پسر غرق شده‌اش را به ياد آورد كه خدا فرموده بود :
احْمِلْ فِيها مِنْ كُلٍّ زَوْجَيْنِ اثْنَيْنِ وَ أَهْلَكَ
على هذا مىبايست