مِنْ دُونِ اللَّهِ مِنْ أَوْلِياءَ يُضاعَفُ لَهُمُ الْعَذابُ ما كانُوا يَسْتَطِيعُونَ السَّمْعَ وَ ما كانُوا يُبْصِرُونَ
.
كلمهء « اولئك » اشاره است به آنان كه در دو آيهء قبل گفته شد يعنى آنها كه داراى اين اوصاف شدند نه از آن جهت بود كه مىتوانستند خدا را عاجز كنند و قدرتشان بيشتر از قدرت خدا بود و نه از آن جهت كه جز خدا سرپرستانى داشتند و خدايان آنها در قبال خدا ، سرپرستان واقعى بودند ، على هذا در مقابل اعمال و اوصافشان عذاب بر آنها افزون مىشود ، مضاعف شدن عذاب شايد ادامهء آن باشد چنان كه در آيهء
يُضاعَفْ لَهُ الْعَذابُ يَوْمَ الْقِيامَةِ وَ يَخْلُدْ فِيهِ مُهاناً
فرقان / 69 آمده است بنا بر آنكه جملهء اخير بيان « يضاعف » باشد ، ممكن است مضاعف بودن از آن جهت باشد كه آنها باعث اضلال ديگران شدهاند چنان كه آياتى نظير :
الَّذِينَ كَفَرُوا وَ صَدُّوا عَنْ سَبِيلِ اللَّهِ زِدْناهُمْ عَذاباً فَوْقَ الْعَذابِ بِما كانُوا يُفْسِدُونَ
فرقان / 88 .
اما جمله
ما كانُوا يَسْتَطِيعُونَ السَّمْعَ وَ ما كانُوا يُبْصِرُونَ
تعليل عدم ايمان آنهاست كه قدرت شنيدن آيات حق و ديدن آنها را نداشتند ، اين عدم استطاعت در اثر طغيان و عصيان خودشان بوده است ، اما اگر از اول قدرت آن را نداشتند مورد تكليف واقع نمىشدند كه :
لا يُكَلِّفُ اللَّهُ نَفْساً إِلَّا وُسْعَها
چنان كه آمده :
اهل جهنم در مقابل سؤال مأمورين آتش مىگويند :
لَوْ كُنَّا نَسْمَعُ أَوْ نَعْقِلُ ما كُنَّا فِي أَصْحابِ السَّعِيرِ فَاعْتَرَفُوا بِذَنْبِهِمْ
ملك / 10 و اين همان گفته است كه در سورهء بقره خوانديم :
خَتَمَ اللَّهُ عَلى قُلُوبِهِمْ وَ عَلى سَمْعِهِمْ وَ عَلى أَبْصارِهِمْ غِشاوَةٌ
/ 7 آرى انسان در اثر طغيان و عصيان چنان حالتى پيدا مىكند كه قدرت ايمان از او سلب مىشود .