شايد تو بعضى از آنچه را كه وحى مىشود ترك كنى و ابلاغ نكنى و سينهات از آن تنگ باشد كه مبادا بگويند اگر پيغمبر است چرا ثروتمند نيست چرا خدا به او گنجى نفرستاده است يا بگويند چرا فرشتهاى براى تصديق او نيامده است ؟
در جواب مىگويد : تو فقط انذار كنندهاى ، آمدن كنز يا فرشته مربوط به خداست كه او بر هر چيز وكيل و كارساز است نه تو ، بايد بى آنكه از تكذيب يا از اقتراح آنها بترسى ، آنچه را وحى مىشود بگويى . « لعلّ » به صورت مقامى و مثل انسان سخن گفتن است و گرنه خدا به همه چيز داناست .
13 -
أَمْ يَقُولُونَ افْتَراهُ قُلْ فَأْتُوا بِعَشْرِ سُوَرٍ مِثْلِهِ مُفْتَرَياتٍ وَ ادْعُوا مَنِ اسْتَطَعْتُمْ مِنْ دُونِ اللَّهِ إِنْ كُنْتُمْ صادِقِينَ
.
كلمهء « مفتريات » به معنى ساختهها و مجعولات است آمدن اين لفظ ، بنا به زعم و گمان آنهاست كه قرآن را مفترى و مجعول مىگفتند ، راجع به اعجاز قرآن در سورهء بقره آيهء بيست سه سخن گفته شد به آنجا رجوع شود .
در مجمع البيان فرمود : « ام » در آيه منقطعه و به معنى « بل » و همزهء استفهام تقريرى است يعنى : بلكه مىگويند . . . الميزان « ام » را متصله گفته است به اين تقدير : « أ فأنت تارك بعض ما يوحى . . . ام يقولون افتراه . . . » آمدن
مِنْ دُونِ اللَّهِ
براى آنست كه خدا در اين كار به شما يارى نخواهد كرد كه با قرآن معارضه كنيد ولى جز خدا هر كه را قدرت داريد به يارى بخوانيد ، اين نهايت تحدى و مبارزه طلبى و دليل بر اعجاز قرآن است و اينكه علم آوردن قرآن به كسى داده نشده است در اينجا دو مطلب هست :
اول : جملهء
بِعَشْرِ سُوَرٍ مِثْلِهِ
دليل است كه قرآن سورههايش در مكّه از هم ديگر مشخص و متمايز بوده است كه اين سوره مكى است و گرنه گفتن :
« ده سوره » درست نبود ، احتمال دارد به ترتيب سورهها اشاره شود .