جمع آن اخسرون است .
اخبتوا : خبت ( بر وزن عقل ) : زمين هموار يا زمين هموار وسيع ، اخبات را مجمع البيان اطمينان گفته است
أَخْبَتُوا إِلى رَبِّهِمْ
: به پروردگارشان مطمئن شدند .
اصم : كر بودن ، ناشنوا بودن . اصم : كر و ناشنواى مادرزاد .
شرحها
به دنبال لزوم بعثت و آمدن پيامبران و اهميت قرآن كه از آيات قبل استفاده شد ، در اين آيات بيان شده : اى پيامبر از اينكه قرآن را قبول نمىكنند و مىگويند : بايد فرشتهاى با تو بيايد ، دلتنگ مباش و بگو : اگر مىگوئيد :
قرآن ساخته خود من است ده سوره نظير آن را بياوريد و اگر نتوانستيد بدانيد كه از روى علم خدا نازل شده است ، بعد فرموده : عدم قبول قرآن ناشى از مادى بودن و دل به شهوات بستن است كه عذاب آخرت را در پس دارد ، سپس گفته :
اين پيامبر داراى بصيرت و بينايى است و كتاب موسى پيش از اين چنين بوده و راه را باز كرده است ، در آخر تهديد است نسبت به آنان كه قرآن را تكذيب مىكنند .
12 -
فَلَعَلَّكَ تارِكٌ بَعْضَ ما يُوحى إِلَيْكَ وَ ضائِقٌ بِهِ صَدْرُكَ أَنْ يَقُولُوا لَوْ لا أُنْزِلَ عَلَيْهِ كَنْزٌ أَوْ جاءَ مَعَهُ مَلَكٌ إِنَّما أَنْتَ نَذِيرٌ وَ اللَّهُ عَلى كُلِّ شَيْءٍ وَكِيلٌ
.
از اين آيه مطالب گذشته شروع مىشود ، آمدن « بعض » شايد براى آن باشد كه آن حضرت هر وقت قسمتى از قرآن را براى آنها مىخواند و يا آن قسمت باشد كه از آن سخت ناراحت مىشدند ، « به » راجع است به قرآن يا به
بَعْضَ ما يُوحى
جملهء
أَنْ يَقُولُوا
تقديرش « مخافة ان يقولوا » است يعنى :