توحيدى را بگيرند .
مراد از
ائْتِ بِقُرْآنٍ غَيْرِ هذا
قرآنى باشد كه اين حقائق و گفتهها در آن نباشد و از
أَوْ بَدِّلْهُ
آنست كه اصل كلمات باشد ولى معانى آنها را موافق دلخواه ما عوض كنى چنان كه در الميزان گفته است ، مشركان كه عقيدهاى به معاد نداشتند و در شهوات غرق بودند ، خوش داشتند قرآن مطابق دلخواه آنان باشد و معارف توحيدى و اعمال نيك را در مقابل آنها قرار ندهد لذا چنان پيشنهادى مىكردند ، در مجمع البيان آمده كه پنج نفر از مشركان اين سخن را گفتهاند .
قُلْ ما يَكُونُ لِي أَنْ أُبَدِّلَهُ مِنْ تِلْقاءِ نَفْسِي إِنْ أَتَّبِعُ إِلَّا ما يُوحى إِلَيَّ إِنِّي أَخافُ إِنْ عَصَيْتُ رَبِّي عَذابَ يَوْمٍ عَظِيمٍ
.
جواب گفتهء آنهاست كه نمىتوانم خود سرانه اين كار را بكنم ، چون اين سخن من نيست تا تغييرش بدهم وانگهى من مثل شما بى عقيده به معاد نيستم ، من از خداى خود مىترسم كه سخن او را عوض كنم ، اين جواب رد سخن آنهاست كه گفتند : « او بدله » .
16 -
قُلْ لَوْ شاءَ اللَّهُ ما تَلَوْتُهُ عَلَيْكُمْ وَ لا أَدْراكُمْ بِهِ فَقَدْ لَبِثْتُ فِيكُمْ عُمُراً مِنْ قَبْلِهِ أَ فَلا تَعْقِلُونَ
.
اين آيه ، ظاهرا رد سخن آنهاست كه گفتند :
ائْتِ بِقُرْآنٍ غَيْرِ هذا
، فاعل « ادراكم » خداست يعنى : اين خواست خداست كه قرآن را به شما مىخوانم اگر خدا مىخواست نمىخواندم و خدا شما را به آن دانا نمىكرد ، به دليل آنكه مدتى در ميان شما بودم و چيزى از اين آيات نمىخواندم چون خدا نخواسته بود .