تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير احسن الحديث (فارسى) — صفحة 358

مساهمون:

ص٣٥٨
مطلب ديگر اينكه : مشركان در موضعگيرى خود مىگفتند : كتابى غير از قرآن بياور يا آن را عوض كن در جواب آمده . اين به من مربوط نيست فقط آنچه وحى مىشود مىگويم ، مدتها در ميان شما بوده‌ام و چيزى نگفته‌ام ، اين دليل است كه چيزى از خودم نمىگويم . 11 -
وَ لَوْ يُعَجِّلُ اللَّهُ لِلنَّاسِ الشَّرَّ اسْتِعْجالَهُمْ بِالْخَيْرِ لَقُضِيَ إِلَيْهِمْ أَجَلُهُمْ فَنَذَرُ الَّذِينَ لا يَرْجُونَ لِقاءَنا فِي طُغْيانِهِمْ يَعْمَهُونَ
. منظور از شر ، عذاب و هلاك و از « قضى » رسيدن و آمدن است يعنى : اگر خدا عذاب منكران معاد را به سرعت و مانند آنكه نفع خود را به سرعت مىخواهند مىآورد ، اجل آنها مىرسيد و از بين مىرفتند ، ولى سنت خدا چنين نيست آن گاه فرموده : ما منكران را مهلت مىدهيم و آنها در طغيانشان متحير مىمانند ، ظاهرا مراد آنست كه مهلت مىدهيم و آنها به جاى استفادهء از مهلت و توبه ، در طغيان خود مىمانند و به آن ادامه مىدهند بالاخره عذاب رفتنشان نيز روى عدالت انجام مىگيرد كه در ميدان زندگى مجال بسيارى براى تفكر داشتند اما نكردند آرى :
إِنَّما نُمْلِي لَهُمْ لِيَزْدادُوا إِثْماً وَ لَهُمْ عَذابٌ مُهِينٌ
آل عمران / 178 ناگفته نماند : اين سنت به حق ، و از روى عدالت است كه كافر مجال داشته باشد و اگر به محض گناه هلاك مىشد مطابق عدالت نبود . 12 -
وَ إِذا مَسَّ الْإِنْسانَ الضُّرُّ دَعانا لِجَنْبِهِ أَوْ قاعِداً أَوْ قائِماً فَلَمَّا كَشَفْنا عَنْهُ ضُرَّهُ مَرَّ كَأَنْ لَمْ يَدْعُنا إِلى ضُرٍّ مَسَّهُ كَذلِكَ زُيِّنَ لِلْمُسْرِفِينَ ما كانُوا يَعْمَلُونَ
. به نظر مىآيد منظور آنست كه اسرافكارى اين انسانها را به راهى كشانده كه كارهاى بد خود را نيك بدانند و فطرت توحيدى آنها مستور گردد و چون انسان فطرتا احساس مىكند كه خود گردانندهء خود نيست و احتياج به ديگرى