كنندگان .
الاعراب : عرب شهرنشين را عرب گويند ، باديهنشينان را اعراب نامند ، راغب گويد : عرب فرزندان اسماعيل است جمع آن در اصل اعراب است ، سپس به باديهنشينان اسم شده است . مفرد آن اعرابى است ، منظور باديهنشينان اطراف مدينه است .
نصحوا : نصح : خالص كردن عمل از آلودگى شرك
نَصَحُوا لِلَّهِ
: خالص كردند عمل خود را براى خدا و رسول ، مانند منافقان افساد و خيانت نكردند .
حرج : تنگى . منظور از آن تحمل مشقت در رفتن به جهاد است .
تفيض : فيض : جارى شدن بعد از پر شدن
تَفِيضُ مِنَ الدَّمْعِ
جارى مىكند اشك را . « من » براى بيان است ، « دمع » : اشك چشم .
نبانا : نبأ : خبر مهم و پر فائده . « نبانا » : خبر داد ما را .
رجس : پليد .
إِنَّهُمْ رِجْسٌ
آنها پليد هستند .
شرحها
ادامهء حالات منافقين و قسمتى از عذرهاى صاحبان عذر است .
90 -
وَ جاءَ الْمُعَذِّرُونَ مِنَ الْأَعْرابِ لِيُؤْذَنَ لَهُمْ وَ قَعَدَ الَّذِينَ كَذَبُوا اللَّهَ وَ رَسُولَهُ سَيُصِيبُ الَّذِينَ كَفَرُوا مِنْهُمْ عَذابٌ أَلِيمٌ
.
منظور از معذرون چنان كه گفته شد صاحبان عذر شرعى است كه پس از شنيدن حكم بسيج عمومى از باديه به مدينه آمده و گفتند كه از شركت در جنگ معذور هستند ولى منافقان كه به خدا و رسول دروغ گفتند نشستند و براى اعتذار دروغ هم نيامدند ، على هذا مراد از
الَّذِينَ كَفَرُوا
آنهايى مىباشند كه نيامدند و عذر شرعى هم نداشتند . به نظر ديگران منظور از معذرون كسانى