مركب بده تا بتوانيم به جنگ بيرون شويم ، حضرت فرمود : من مركب ندارم آنها گريان و نالان برگشتند ، يعنى بر اين قسمت از فقراء نيز در نرفتن به جنگ حرج و گناهى نيست . اين آيه نسبت به آيهء سابق از قبيل عطف خاص بر عام است ولى چون آنها بالاتر از مصداق آيه اول بودند لذا بالخصوص ذكر شدهاند « حزنا . . . » تعليل بر گشتن در حال گريه است .
93 -
إِنَّمَا السَّبِيلُ عَلَى الَّذِينَ يَسْتَأْذِنُونَكَ وَ هُمْ أَغْنِياءُ رَضُوا بِأَنْ يَكُونُوا مَعَ الْخَوالِفِ وَ طَبَعَ اللَّهُ عَلى قُلُوبِهِمْ فَهُمْ لا يَعْلَمُونَ
.
يعنى براى اين گونه اشخاص راه ملامت و كيفر و عقوبت آخرت باز است ، اينها در اثر نفاق كه قلوبشان از فهم حقائق كور شده نمىفهمند و با اين اجازه خواستن خود را بدبخت مىكنند .
در الميزان از در منثور نقل شده است كه رسول خدا على بن ابى طالب عليه السّلام را در مدينه گذاشت كه در غياب آن حضرت مدينه را حفظ كند ، او گفت : اى رسول خدا مرا با زنان در مدينه ميگذارى ؟ حضرت فرموده ؟ آيا نمىخواهى از من مانند هارون از موسى باشى بدون نبوت ؟
« الا ترضى ان تكون منى بمنزلة هارون من موسى الا النبوة »
علّت جانشينى على عليه السّلام در مدينه آن بود كه در آن سفر طولانى مرد لايق و كاردانى لازم بود تا مركز اسلامى را حفظ كند ، لذا در جواب وى فرمود : اين كار مانند عمل موسى است كه در رفتن به ميقات حق برادرش هارون را در جاى خويش گذاشت .
94 -
يَعْتَذِرُونَ إِلَيْكُمْ إِذا رَجَعْتُمْ إِلَيْهِمْ قُلْ لا تَعْتَذِرُوا لَنْ نُؤْمِنَ لَكُمْ قَدْ نَبَّأَنَا اللَّهُ مِنْ أَخْبارِكُمْ
.
خدا از اول مىدانست كه بعد از برگشتن مؤمنان ، منافقان عذر تراشى خواهند كرد كه نتوانستيم با شما بيائيم ، دستور داده كه يا محمّد در جواب بگو :