ولى با آنهايى كه در كنار مسجد حرام عهد بستهايد تا در عهد خود پايدار باشند شما هم پايدار باشيد كه اين از تقوى است و خدا تقواكاران را دوست دارد . از اين آيه تا چند آيهء ديگر ، علت فرمانهاى آيات گذشته بيان شده است ، گويند آنها قبائل بكر ، بنو خزيمه ، بنى مدلج ، بنى ضمره و بنى دئل بودند كه به عهد قريش در حديبيه داخل شده بودند قريش عهد خود را شكستند ولى آنها در عهد خود پايدار ماندند .
8 -
كَيْفَ وَ إِنْ يَظْهَرُوا عَلَيْكُمْ لا يَرْقُبُوا فِيكُمْ إِلًّا وَ لا ذِمَّةً يُرْضُونَكُمْ بِأَفْواهِهِمْ وَ تَأْبى قُلُوبُهُمْ وَ أَكْثَرُهُمْ فاسِقُونَ
.
بيان « كيف » گذشته است يعنى : آنها چطور عهدى نزد خدا و رسول خواهند حال آنكه اگر بر شما دست يابند نه قرابتى را مراعات مىكنند و نه پيمانى را
يُرْضُونَكُمْ . . .
تعليل نبودن عهد است يعنى : چطور آنها عهدى نزد خدا و رسول داشته باشند حال آنكه شما را با زبان راضى مىكنند و قلوبشان از آن امتناع مىكند .
وَ أَكْثَرُهُمْ فاسِقُونَ
حاكى است كه بيشترشان عهد را آشكارا شكسته و از حدّ
يُرْضُونَكُمْ . . .
گذشتهاند ( از الميزان ) مراد از فسق عهدشكنى است .
9 -
اشْتَرَوْا بِآياتِ اللَّهِ ثَمَناً قَلِيلًا فَصَدُّوا عَنْ سَبِيلِهِ إِنَّهُمْ ساءَ ما كانُوا يَعْمَلُونَ
.
اين آيه و آيهء بعدى ظاهرا بيان
أَكْثَرُهُمْ فاسِقُونَ
است ، اشتراء به معنى فروختن و صدّ به معنى اعراض است يعنى : علت پيمانشكنى آن است كه آيات خدا را به بهاى اندكى فروخته و به شهوات نفسانى تابع شده و قرابت و پيمان را ناديده گرفته و از راه خدا اعراض كردهاند ، جملهء
إِنَّهُمْ ساءَ . . .
عملشان را محكوم مىكند .
10 -
لا يَرْقُبُونَ فِي مُؤْمِنٍ إِلًّا وَ لا ذِمَّةً وَ أُولئِكَ هُمُ الْمُعْتَدُونَ