مسالمت آميز باز گردند و به حكم « آزموده را آزمودن خطاست » لازم بود ريشه كن شوند ، آيهء
كَيْفَ وَ إِنْ يَظْهَرُوا عَلَيْكُمْ لا يَرْقُبُوا فِيكُمْ إِلًّا وَ لا ذِمَّةً
نشان مىدهد كه كارشان از كار گذشته بود و گرنه آيهء انفال به قوت خود باقى است .
فَخَلُّوا سَبِيلَهُمْ
حاكى است كه توبهءشان سطحى است ولى رهاشان كنيد و گرنه مانند آيهء بعدى مىگفت
فَإِخْوانُكُمْ فِي الدِّينِ
.
6 -
وَ إِنْ أَحَدٌ مِنَ الْمُشْرِكِينَ اسْتَجارَكَ فَأَجِرْهُ حَتَّى يَسْمَعَ كَلامَ اللَّهِ ثُمَّ أَبْلِغْهُ مَأْمَنَهُ ذلِكَ بِأَنَّهُمْ قَوْمٌ لا يَعْلَمُونَ
.
منظور از « المشركين » همانهايى هستند كه امان از آنها برداشته شده و مهلت چهار ماهه به پايان رسيده بود يعنى اگر كسى از آنها امان بخواهد تا پيش تو آيد و سخن خدا را بشنود و شايد ايمان بياورد ، به او امان بده حتى بعد از گذشتن مهلت مقرره ، اين بدان علت است كه آنها قومى نادانند و اميد مىرود كه با شنيدن كلام خدا متنبه شوند . آن گاه اگر ايمان آورد او را به كنار اهلش و به محلى كه در آن ايمن باشد برگردان ، اين بزرگترين اقدام در مراعات فضيلت انسانى است ، علت اين امان همان شنيدن كلام اللَّه است .
على هذا اين آيه تخصيصى است بر آيه
فَإِذَا انْسَلَخَ الْأَشْهُرُ الْحُرُمُ فَاقْتُلُوا الْمُشْرِكِينَ
و استثنايى است بر آن نه اينكه ناسخ آن باشد و حاكى است كه اسلام عنايت خاصى به آگاهى مردم دارد .
7 -
كَيْفَ يَكُونُ لِلْمُشْرِكِينَ عَهْدٌ عِنْدَ اللَّهِ وَ عِنْدَ رَسُولِهِ إِلَّا الَّذِينَ عاهَدْتُمْ عِنْدَ الْمَسْجِدِ الْحَرامِ فَمَا اسْتَقامُوا لَكُمْ فَاسْتَقِيمُوا لَهُمْ إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ الْمُتَّقِينَ
.
جواب « كيف » محذوف است نظير « و هم نقضوا عهدهم اولا » يعنى : مشركان چطور پيمانى نزد خدا و رسول خواهند داشت با آنكه آنها خود پيمان را شكستهاند