تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير احسن الحديث (فارسى) — صفحة 182

مساهمون:

ص١٨٢
بمانيد كه خدا متقيان را دوست دارد . 8 - چه عمدى دارند ؟ حال آنكه اگر بر شما غالب شوند نه قرابتى را مراعات مىكنند و نه پيمانى را . شما را با دهانشان راضى مىكنند ولى قلوبشان امتناع مىكند و بيشترشان فاسق هستند . 9 - آيات خدا را به بهاى اندكى فروخته و از راه خدا اعراض كرده‌اند بد كارى است كه مىكنند . 10 - دربارهء هيچ مؤمنى ، قرابتى و پيمانى مراعات نمىكنند ، آنها متجاوزانند .

كلمه‌ها

برائة : برء : خلاص شدن ، كنار شدن ، آفريدن « برائة » : كنار شدن و بيزارى . سيحوا : سيح : جريان و سير . « ساح الماء : جرى على وجه الارض » « ساح فى الارض : ذهب » على هذا « فسيحوا » يعنى بگرديد . معجزى : در اصل معجزين به معنى عاجز كنندگان است . مخزى : خزى : خوارى . ذلتى كه موجب شرمسارى است « مخزى » : خوار كننده . اذان : اذان به معنى اعلام و اخطار است . « آذنته بكذا : اعلمته » . يظاهروا : مظاهره در آيه به معنى همكارى و هم‌پشتى و كمك است
وَ لَمْ يُظاهِرُوا عَلَيْكُمْ أَحَداً
: بر عليه شما كسى را يارى نكرده‌اند . انسلخ : سلخ : كندن پوست حيوان ، لازم و متعدى هر دو آيد ، تمام شدن و گذشتن ماه را به طور استعاره سلخ و انسلاخ گفته‌اند . اشهر : شهر : ماه . اشهر : ماه‌ها . حرم : محرم‌ها ، مفرد آن حرام است . احصروهم : حصر : تنگ گرفتن و حبس كردن . « احصروهم » حبس كنيد آنها را .