تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير احسن الحديث (فارسى) — صفحة 173

مساهمون:

ص١٧٣
منظور از طبقهء اول مهاجران هستند كه در راه خدا از ديار خود هجرت كرده و به مدينه آمدند و از
الَّذِينَ آوَوْا . . .
اهل مدينه و انصار هستند كه آنها را با آغوش باز پذيرفته و مكان دادند و يارى كردند . نسبت
جاهَدُوا . . .
به طبقهء اول با آنكه هر دو طبقهء با مال و جان جهاد كرده‌اند به نظرم بيان مهاجرت است يعنى هجرت در راه خدا عبارت اخراى جهاد با اموال و انفس است . مراد از ولايت به نظرم آنست كه آنها يك ملت هستند ، اتحاد مكتب آنها را به حكم يك خانواده كرده ، خويشان و كسان ديگر در اين امر داخل نيستند و از غير مسلمان به كلّى بريده‌اند آنها ياور يكديگر و سرپرست يكديگر مىباشند در بسط عدالت و ايجاد جامعه معتدل و حفظ يكديگر از گمراهى مسئوليت مشترك دارند . هر يك در برابر همه و براى همه مىتواند تصميم بگيرد ، اگر يكى از آنها به كافرى امان دهد از نظر همه داراى نفوذ است . مىشود اين ولايت را در آن حد معنى كرد كه اين گونه اشخاص فقط زنانشان بر يكديگر حلال نيست ، آنها به حكم يك بدن هستند مالشان مال همه است مسكن هر يك مال آن ديگرى مىباشد . بعيد است منظور از ولايت ، ارث بردن باشد زيرا آيهء اخير آن را فسخ خواهد كرد نمىشود باور كرد كه اين آيه حكمى را تشريع كند و آيهء بعد نسخ نمايد .
وَ الَّذِينَ آمَنُوا وَ لَمْ يُهاجِرُوا ما لَكُمْ مِنْ وَلايَتِهِمْ مِنْ شَيْءٍ حَتَّى يُهاجِرُوا
. يعنى آنها ايمان آورده و با وجود امكان ، هجرت نكرده‌اند هيچ ولايتى ما بين شما و آنها نيست تا وقتى كه مهاجرت كنند .