تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير احسن الحديث (فارسى) — صفحة 476

مساهمون:

ص٤٧٦
107 - پس عصاى خويش بيفكند و در دم اژدهايى آشكار شد . 108 - و دست خويش را بيرون آورد كه براى بينندگان سفيد . 109 - بزرگان قوم فرعون گفتند : اين جادوگر دانايى است . 110 - مىخواهد شما را از سرزمينتان بيرون كند ، پس چه رأى مىدهيد ؟ 111 - گفتند : او و برادرش را مهلت ده و مأمورين جمع آورى به شهرها فرستاد . 112 - تا همه جادوگر ماهرى را پيش تو آورند . 113 - جادوگران نزد فرعون آمدند و گفتند : اگر ما غالب شديم حتما اجر خواهيم داشت . 114 - فرعون گفت : آرى و شما از مقربان خواهيد بود . 115 - جادوگران گفتند اى موسى يا تو اول عصاى خويش را بيافكن يا ما ابزار خويش را بيافكنيم . 116 - موسى گفت : شما بيافكنيد و چون بيافكندند چشمان مردم را جادو كرده و آنها را به شدت ترسانيدند و جادويى بزرگ آوردند . 117 - به موسى وحى كرديم كه عصاى خويش بيافكن و در دم آنچه بدروغ آورده بودند مىگرفت ( مىبلعيد ) . 118 - حق واضح گرديد و آنچه مىكردند پوچ گرديد . 119 - در آن صحنه مغلوب شدند و خوار شده بازگشتند . 120 - و جادوگران سجده‌كنان افتادند . 121 - گفتند : به پروردگار مخلوقات ايمان آورديم . 122 - كه پروردگار موسى و هارون است . 123 - فرعون گفت : پيش از آنكه من اجازه دهم به او ايمان آورديد ؟ ! اين نيرنگى است كه در شهر ساخته‌ايد تا مردمش را از آن بيرون كنيد ، به زودى مىدانيد . 124 - كه دستها و پاهايتان را به عكس قطع مىكنم آن گاه همگى را به دار مىآويزم . 125 - گفتند : ما ( در آن صورت ) به سوى خدايمان بازگشت مىكنيم . 126 - از ما بغض مىگيرى مگر آن را كه به آيه‌هاى پروردگار خويش كه سويمان آمد ايمان آورديم ، پروردگارا بر ما صبر عطا كن و ما را مسلمان بميران .