6 -
فَلَنَسْئَلَنَّ الَّذِينَ أُرْسِلَ إِلَيْهِمْ وَ لَنَسْئَلَنَّ الْمُرْسَلِينَ
.
از آيات گذشته معلوم شد كه مردم موظفند در ولايت و فرمان خدا باشند و از ولايت طاغوتها كنار باشند در اين آيه نتيجه مىگيرد : پس بنا بر اين هم پيامبران مسئولند كه اين تكليف را برسانند و هم مردم مسئولند كه به آن عمل كنند » ولى پيامبران از عهدهء اين مسئوليت برآمدهاند عقوبت و محكوميت تنها از آن ساير انسانها خواهد بود كه از پيغمبران اطاعت نكردهاند .
7 -
فَلَنَقُصَّنَّ عَلَيْهِمْ بِعِلْمٍ وَ ما كُنَّا غائِبِينَ
.
منظور از « عليهم » ظاهرا پيغمبران و مردم هستند ، نكره آمدن « علم » اشاره به كمال و احاطهء آن است : از آيهء قبلى به نظر مىآيد كه ممكن است مسئولين به دروغ جواب بدهند ؟ در پاسخ آمده كه ما از آنها غائب نبودهايم و روى علم كامل خود اعمال آنها را به آنها بازگو خواهيم كرد « فلنقصن » در جاى
فَيُنَبِّئُهُمْ بِما عَمِلُوا
است كه در بسيارى از آيات آمده است .
8 -
وَ الْوَزْنُ يَوْمَئِذٍ الْحَقُّ
.
در رابطه با مسئول بودن انبياء و مردم ، در اين آيه فرموده : سنگينى و ثقل اعمال در آن روز ، حق بوده و مطابق دستور خدا مىباشد ، يعنى در آن صورت قابل پاداش خواهند بود . در اينجا چند مطلب است :
اول : آنكه « وزن » اسم است به معنى ثقل و سنگينى و « الحق » خبر آن است الف و لام آن براى عهد است يعنى : حقى كه خدا تعيين فرموده است ، بنا - بر اين ، عملى كه مطابق دستور است سنگين و با وزن است ، عملى كه مطابق دستور خدا نيست بىوزن و پوچ و باطل است ، مثل
فَحَبِطَتْ أَعْمالُهُمْ فَلا نُقِيمُ لَهُمْ يَوْمَ الْقِيامَةِ وَزْناً
كهف / 105 .
دوم : به قول ديگر : وزن به معنى توزين و « الحق » وصف آن و « يومئذ »