لفظ كتاب تقديرش « هذا كتاب » است مثل :
وَ هذا كِتابٌ أَنْزَلْناهُ مُبارَكٌ
انعام / 92 ، جملهء
فَلا يَكُنْ . . .
نشان مىدهد كه رسول خدا از مسئوليت احساس سنگينى مىكرد و يا ممكن بود بكند ، و علت انزال همان انذار جهانيان است .
تخصيص يادآورى به مؤمنان حاكى است كه قرآن نسبت به عموم جنبهء انذار دارد ولى نسبت به مؤمنان كه قلوبشان يا توحيد نورانى شده است موعظه و پند مىباشد مثل :
هذا بَيانٌ لِلنَّاسِ وَ هُدىً وَ مَوْعِظَةٌ لِلْمُتَّقِينَ
آل عمران / 138 يعنى قرآن براى عموم بيان و هدايت و براى پرهيزكاران پند است .
3 -
اتَّبِعُوا ما أُنْزِلَ إِلَيْكُمْ مِنْ رَبِّكُمْ وَ لا تَتَّبِعُوا مِنْ دُونِهِ أَوْلِياءَ قَلِيلًا ما تَذَكَّرُونَ
.
در آيه سابق روشن شد كه قرآن براى انذار است در اين آيه به مردم خطاب شده كه از آن پيروى كنيد ، يعنى لازم است تحت ولايت و سرپرستى خدا درآئيد و گرنه سرپرستان طاغوتى گمراهتان خواهند كرد لفظ « ما » تأكيد « قليلا » مىباشد يعنى به اين حقيقت ، بسيار كم ، متوجه مىشويد .
4 -
وَ كَمْ مِنْ قَرْيَةٍ أَهْلَكْناها فَجاءَها بَأْسُنا بَياتاً أَوْ هُمْ قائِلُونَ
يعنى آنها جز خدا را سرپرستان گرفتند ، نتيجهاش آن شد كه عذاب ما آنها را وقت شب يا در اثناء روز كه در خواب و استراحت بودند ، گرفت ، عاقبت خروج از فرمان حق و نظام جهان ، سقوط و هلاكت است ، خواه در اثر عوامل طبيعى باشد يا به دست مستضعفين . منظور آن است كه در كمال بىخبرى گرفتار شدند ( نعوذ باللّه ) .
5 -
فَما كانَ دَعْواهُمْ إِذْ جاءَهُمْ بَأْسُنا إِلَّا أَنْ قالُوا إِنَّا كُنَّا ظالِمِينَ
.
معلوم مىشود كه پس از نزول عذاب ، اخطار پيامبران را ياد آورده و به گناه و تقصير خود اعتراف كردهاند يعنى خدا به ما ظلم نكرد ما خود ظالم بوديم .