تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير احسن الحديث (فارسى) — صفحة 336

مساهمون:

ص٣٣٦
خداوند داراى دو گونه اراده است : حتميه و غير حتميه ، ارادهء غير حتميه قابل تخلف است مثلا خدا خواسته مردم مشروب نخورند ، اما مىخورند ، خدا خواسته مردم نماز بخوانند اما نمىخوانند ، اينها در گفته خودشان ارادهء غير حتميه را با حتميه اشتباه كرده‌اند ، خواست خدا در شرك نياوردن و تحريم نكردن غير حتميه است و قابل تخلّف ، نتيجه اينكه : خدا خواسته شرك نياورند و تحريم نكنند اينها در شرك و تحريم مقصر هستند .
كَذلِكَ كَذَّبَ الَّذِينَ مِنْ قَبْلِهِمْ حَتَّى ذاقُوا بَأْسَنا
انكار آنها تكذيب رسول خدا صلى اللَّه عليه و إله است گذشتگان نيز چنان كردند و گرفتار شدند ، خلاصهء اين جواب آن است كه اگر گفتهء شما حق بود ، خدا خلاف آن را نازل نمىكرد .
قُلْ هَلْ عِنْدَكُمْ مِنْ عِلْمٍ فَتُخْرِجُوهُ لَنا إِنْ تَتَّبِعُونَ إِلَّا الظَّنَّ وَ إِنْ أَنْتُمْ إِلَّا تَخْرُصُونَ
. علمى به اين گفته نداريد ، از گمان ديگران اطاعت مىكنيد ، خود نيز از روى تخمين سخن مىگوئيد . 149 -
قُلْ فَلِلَّهِ الْحُجَّةُ الْبالِغَةُ فَلَوْ شاءَ لَهَداكُمْ أَجْمَعِينَ
. خلاصه استدلال آنها اين بود كه خدا خواسته ما مشرك باشيم و . . . ديگر فرمان تو بىمورد است ، اين آيه مىگويد : عدم علم و پيروى از گمان شما را چنين كرده است ، اگر استدلالتان آن باشد پس حجت كامل بر عليه شما از آن خداست زيرا بايد ارادهء خدا باشد در جهت هدايت نه اضلال اگر خدا مىخواست همه را بالاجبار هدايت مىكرد و حالا كه نكرده و مختار گذاشته حق دارد كه شما را از شرك و تحريم منع كند ، بايد دانست كه فاء در « فلو » در جاى تعليل است .