نه با رغبت و افراطكارى ( و بخورد مانعى نيست ) كه پروردگار تو آمرزنده و مهربان است .
146 - بر كسانى كه يهوديت اختيار كردهاند هر ناخندارى را حرام كردهايم و از گاو و گوسفند نيز پيه را بر آنها حرام كردهايم مگر آنچه بر پشت يا بر رودهها يا به استخوان پيوسته باشد ، اين را به علت ظلمشان جزا دادهايم و ما راستگويانيم .
147 - اگر ترا تكذيب كنند بگو پروردگار شما داراى رحمتى وسيع است و عذاب وى از گروه مجرمان رفع نخواهد شد .
148 - كسانى كه شرك آوردهاند حتما خواهند گفت اگر خدا مىخواست نه ما و نه پدرانمان شرك نمىآورديم و چيزى را حرام نمىكرديم ، كسانى كه پيش از آنها بودند نيز بدينسان ( سخن خدا را ) تكذيب كردند تا عذاب ما را چشيدند ، بگو آيا پيش شما دانشى هست كه به ما آشكار كنيد ، شما جز پيروى گمان نمىكنيد و جز تخمين نمىزنيد .
149 - بگو : پس دليل رسا خاص خداست كه اگر مىخواست همهء شما را هدايت كرده بود .
150 - بگو : گواهان خويش را كه گواهى مىدهند خدا اينها را حرام كرده ، بياوريد ، اگر گواهى دادند با آنها گواهى مده و پيروى مكن از هوسهاى كسانى كه آيات ما را تكذيب كردهاند و كسانى كه به آخرت ايمان نمىآورند و به پروردگارشان همتا مىگيرند .
كلمهها
طاعم : طعام خورنده . « يطعمه » مىخورد آن را .
مسفوحا : سفح : ريختن و ريخته شدن . جارى شدن و جارى كردن ، « دم مسفوح » خون ريخته شده .
رجس : پليد . « فسق » خروج از دين و خروج از طاعت .
اهل : اهلال : بلند كردن صدا .
أُهِلَّ لِغَيْرِ اللَّهِ بِهِ
غير خدا در آن ياد