را پيروى نمىكنند و جز تخمين نمىزنند .
117 - پروردگار تو داناتر است به آنكه از راه خدا به ضلال مىرود ، و او داناتر است به هدايت يافتگان .
كلمهها
شياطين : شطن : دور شدن « شطن عنه : بعد » شيطان را به علت دور شدن از خوبى شيطان گويند « الشيطان : البعيد من الخير » به معنى متمرد نيز آمده ، آن به انسان شرير نيز گفته مىشود .
زخرف : زينت . زخرف القول سخنى است باطل كه ظاهر آن حق و صدق نمايد .
غرورا : فريب دادن و تطميع به باطل . و به فتح غين : فريب دهنده .
تصغى : صغو : ميل كردن « و لتصغى » و تاميل كند ، اصغاء : گوش دادن ، ميل گوش .
يقترفوا : اقتراف : كسب كردن . قرف و اقتراف در اصل به معنى كندن پوست درخت و كندن پوست زخم است ، بطور استعاره به معنى اكتساب مىآيد .
حكم : ( بر وزن شرف ) داور . « مفصلا » : بيان شده .
ممترين : مريه : ترديد و شك . ممترين : ترديد كنندگان .
يخرصون : خرص : سخن گفتن از روى حدس و تخمين . دروغ گفتن .
« يخرصون » : دروغ مىگويند يا از روى حدس سخن مىگويند .
مهتدين : هدايت قبول كنندگان . هدايت يافتهگان .