حاكى است كه خواستهء شما در اختيار من نيست :
هَلْ كُنْتُ إِلَّا بَشَراً رَسُولًا
آن گاه خطاب به مسلمين فرموده :
وَ ما يُشْعِرُكُمْ أَنَّها إِذا جاءَتْ لا يُؤْمِنُونَ
از اينجا شروع شده جواب گفته آنها كه سوگند ياد كرده و گفتند حتما ايمان مىآوريم و خود را در اين كار مستقل و بىنياز از ارادهء خدا دانستند ، « ما » براى استفهام است ، مفعول
ما يُشْعِرُكُمْ
محذوف مىباشد ،
أَنَّها إِذا . . .
مطلب مستقلى است يعنى چه چيز شما را به حقيقت امر آنها واقف مىكند ، حقيقت اين است كه چون آيات ما بيايد آنها ايمان نخواهند آورد . اين جواب اول است .
110 -
وَ نُقَلِّبُ أَفْئِدَتَهُمْ وَ أَبْصارَهُمْ كَما لَمْ يُؤْمِنُوا بِهِ أَوَّلَ مَرَّةٍ وَ نَذَرُهُمْ فِي طُغْيانِهِمْ يَعْمَهُونَ
.
لفظ « به » راجع است به
ما أَنْزَلَ اللَّهُ
كلمهء
لا يُؤْمِنُونَ
بعد از « ابصارهم » بايد در نظر گرفته شود ، يعنى : اينها كه خود را مستقل پنداشته و مىگويند حتما ايمان مىآوريم ، ما قلوبشان و چشمهايشان را وارونه مىكنيم تا نفهمند و نبينند و در نتيجه ايمان نمىآورند ، چنان كه پيش از نزول درخواستشان نيز ايمان نياوردهاند ، و آنها را در اين سركشى كه دارند سرگردان مىگذاريم .
اين جواب دوم است .
111 -
وَ لَوْ أَنَّنا نَزَّلْنا إِلَيْهِمُ الْمَلائِكَةَ وَ كَلَّمَهُمُ الْمَوْتى وَ حَشَرْنا عَلَيْهِمْ كُلَّ شَيْءٍ قُبُلًا ما كانُوا لِيُؤْمِنُوا إِلَّا أَنْ يَشاءَ اللَّهُ وَ لكِنَّ أَكْثَرَهُمْ يَجْهَلُونَ
.
مشركان با گفتن « ليؤمنن » ادعاى استقلال كردند كه ما در ايمان آوردن ، و نيز معجزات در هدايت ما استقلال دارند ولى چون علل به خدا منتهى مىشود و تحت ارادهء خداست و اگر كارى تحقق پذيرد و با ارادهء خدا تحقق پذيرفته است لذا