102 -
ذلِكُمُ اللَّهُ رَبُّكُمْ لا إِلهَ إِلَّا هُوَ خالِقُ كُلِّ شَيْءٍ فَاعْبُدُوهُ وَ هُوَ عَلى كُلِّ شَيْءٍ وَكِيلٌ
.
« ذلكم » اشاره به چهار مطلب در آيهء گذشته است يعنى موصوف آن چهار وصف همان اللَّه است .
خالِقُ كُلِّ شَيْءٍ
مقدمهء دستور
فَاعْبُدُوهُ . . .
و علت
لا إِلهَ إِلَّا هُوَ
مىباشد ، جملهء
وَ هُوَ عَلى كُلِّ شَيْءٍ وَكِيلٌ
راجع به فائده و نتيجهء عبادت است كه اگر كارساز را بندگى كنيد كارتان ساخته مىشود ، راجع به اين آيه و آيهء قبلى رجوع شود به سورهء رعد آيهء 16 .
103 -
لا تُدْرِكُهُ الْأَبْصارُ وَ هُوَ يُدْرِكُ الْأَبْصارَ وَ هُوَ اللَّطِيفُ الْخَبِيرُ
.
در الميزان فرموده :
لا تُدْرِكُهُ الْأَبْصارُ . . .
رفع اشكالى است كه از وكيل بودن خدا به نظر مىآيد و آن اينكه : وكيل بودن خدا لازم گرفته كه خدا جسم باشد و ديده شود تا بندگان به او دست يابند ، جواب اينكه : « وكيل بودن خدا لازمهاش آن نيست كه چشمها او را به بيند بلكهء چشمها او را نمىبيند ولى رابطهاش از بندگان قطع نيست كه او چشمها را مىبيند و به بندگان نزديك و مهربان و از كارهايشان با خبر است « 1 » .
104 -
قَدْ جاءَكُمْ بَصائِرُ مِنْ رَبِّكُمْ فَمَنْ أَبْصَرَ فَلِنَفْسِهِ وَ مَنْ عَمِيَ فَعَلَيْها وَ ما أَنَا عَلَيْكُمْ بِحَفِيظٍ
.
نتيجهگيرى است از آيات سابق ، اين دلائل روشن كننده را هر كسى به بيند و بهره برد به نفع خودش مىباشد و هر كه از ديدن آنها كور باشد به ضررش مىباشد
ما أَنَا عَلَيْكُمْ
بيان مىكند كه بايد خود تصميم بگيريد و
هامش
( 1 )لا تُدْرِكُهُ الْأَبْصارُ . . .معنايش آن است كه هيچ كسى او را نمىبيند و او همه كس را مىبيند .