تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير احسن الحديث (فارسى) — صفحة 282

مساهمون:

ص٢٨٢
و هر كه كور بوده به ضرر خويش بوده و من نگهبان شما نيستم . 105 - و بدينسان آيه‌ها را به هر شكل بيان مىكنيم ( براى اغراضى ) و تا بگويند : درس گرفته‌اى و تا آن را براى گروهى كه دانا هستند بيان كنيم .

كلمه‌ها

خرقوا : خرق : شكافتن . دروغ ساختن . « خرق الكذب : صنعه » آن در آيه به معنى دروغ ساختن است . بديع : بدع : ايجاد ابتكارى و بىسابقه . بديع : پديد آورنده بدون سابقه . ابصار : بصر : بينايى . جمع آن ابصار است به معنى چشم و علم نيز آيد . لطيف : لطف : رفق و مدارا و نزديكى . « لطف لطفا : رفق و دنا » لطيف از اسماء حسنى است به معنى مدارا كننده و نزديك به بندگان . بصائر : بصيرت : بينه و دليلى كه با آن حقائق اشياء درك و ديده شود ، جمع آن بصائر است ( دلائل روشن كننده ) . ابصر : ابصار : با بصيرت شدن « عمى » نابينا شد . درست : درس : خواندن مداوم . « درست » درس خوانده‌اى .

شرحها

در آيات گذشته روشن شد كه تمام جهان از كبير و صغير همه در دست خدا و تحت قيمومت اوست و گرداننده‌اى جز او نيست ، در اين آيات خرافهء داراى پسر و دختر بودن خدا نقل و رد شده كه اين عقيده‌ها در واقع نفى وجود خدا است و انسان را در زندان ماديت اسير مىكند علت بروز كفر و ماديت در اروپا از آن به وجود آمد كه واتيكان خدا را با صفات مادى معرفى كرد و علم آن را نپذيرفت . آن گاه صفاتى از خدا در اين آيات ذكر شده است .
تفسير احسن الحديث (فارسى) — صفحة 282 | على اكبر قرشى بنابى