100 -
وَ جَعَلُوا لِلَّهِ شُرَكاءَ الْجِنَّ وَ خَلَقَهُمْ وَ خَرَقُوا لَهُ بَنِينَ وَ بَناتٍ بِغَيْرِ عِلْمٍ سُبْحانَهُ وَ تَعالى عَمَّا يَصِفُونَ
.
فعل « و خلقهم » راجع است به جن ، يعنى حال آنكه جن را خدا آفريده و مخلوق نمىتواند شريك خالق باشد در سورهء صافات از آيه صد و چهل نه تا صد و پنجاه هشت معلوم مىشود كه مشركان ملائكه را دختران خدا و جن را پسران خدا مىدانستهاند و از آيهء :
وَ جَعَلُوا بَيْنَهُ وَ بَيْنَ الْجِنَّةِ نَسَباً
اين مسئله روشن مىشود ، شريك كردن جن در آيات ديگر نيز آمده است مثل :
وَ يَوْمَ يَحْشُرُهُمْ جَمِيعاً ثُمَّ يَقُولُ لِلْمَلائِكَةِ أَ هؤُلاءِ إِيَّاكُمْ كانُوا يَعْبُدُونَ قالُوا سُبْحانَكَ أَنْتَ وَلِيُّنا مِنْ دُونِهِمْ بَلْ كانُوا يَعْبُدُونَ الْجِنَّ أَكْثَرُهُمْ بِهِمْ مُؤْمِنُونَ
سبأ / 40 - 41 .
جملهء
وَ خَرَقُوا لَهُ بَنِينَ وَ بَناتٍ
مطلب مستقلى است
بِغَيْرِ عِلْمٍ
حاكى است كه اينها نتيجهء نادانى است . جملهء اخير حاكى است كه خدا از اين نسبتها منزه است .
101 -
بَدِيعُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ أَنَّى يَكُونُ لَهُ وَلَدٌ وَ لَمْ تَكُنْ لَهُ صاحِبَةٌ وَ خَلَقَ كُلَّ شَيْءٍ وَ هُوَ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمٌ
.
در مقدمه گفته شد : چنين خرافهها نتيجهاش نفى وجود خدا است و خداى مادى عقلا قابل قبول نيست ، بايد اين خرافهها كاملا رد شود ، در اين آيه به هر دو خرافه جواب داده شده و از اين معلوم مىشود كه جعل شركاء و تراشيدن دختر و پسر براى خدا ، دو مطلب مستقل است ،
بَدِيعُ السَّماواتِ . . .
وَ خَلَقَ كُلَّ شَيْءٍ
جواب شريك داشتن است و روشن مىكند كه جن مخلوق خدا است و نمىتواند شريك خالق باشد ،
وَ لَمْ تَكُنْ لَهُ صاحِبَةٌ
جواب دختر و پسر داشتن است
وَ هُوَ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمٌ
مىتواند جواب هر دو باشد يعنى اگر خدا شريك و فرزندان داشت خود مىدانست و خبر مىداد حالا كه نفى مىكند پس شريك و فرزند ندارد .