مستودع : محل وديعه ، وديعه قرار داده شده . ( اسم مكان و اسم مفعول ) .
خضرا : ( به فتح اوّل و كسر دوم ) سبز آن وصف است به معنى اخضر .
خضر ( بر وزن شرف ) مصدر است به معنى سبز بودن .
نبات : نبت و نبات : روئيدن . و نيز هر چه از زمين رويد نبات و نبت گويند اسم و مصدر هر دو آمده است .
متراكبا . ركوب : سوار شدن . متراكب : بعضى بالاى بعضى .
نخل : درخت خرما . در واحد و جمع به كار رود ، مفرد آن نخله ، اما نخيل جمع نخل و به قولى اسم جمع است .
طلعها : طلوع و مطلع : آشكار شدن ، به غنچه و گل و ميوه طلع گويند كه از درخت ظاهر مىشود مراد از آن به نظرم گل و غنچه است .
قنوان : قنو : خوشه . قنوان : خوشهها .
قِنْوانٌ دانِيَةٌ
خوشههاى نزديك به هم .
اعناب : جمع عنب . به انگور و درخت انگور عنب گفته مىشود « رمان » :
انار .
ينعه : ينع : رسيدن ميوه . « الثمار اليانعه » ميوههاى رسيده ( نهج خطبهء 131 ) .
شرحها
در آيات گذشته از شفعاء و معبودهاى باطل و اينكه چيزى نتوانند كرد و بالاخره از انسان كنار شده و او را تنها خواهند گذاشت ، سخن رفت ، شايد به همان نسبت در اين آيات سخن از تسلط و قدرت خدا و اينكه كارها در دست اوست به ميان آمده است ، فشردهء آيات چنين است : خدا دانه و هسته را مىشكافد و مىروياند