وديعهگاهيد ، اين آيهها را براى قومى كه درك مىكنند شرح دادهايم .
99 - اوست كه از آسمان آبى نازل كرد ، از آن علف هر چيز را پديد آورديم و از آن علف ، جوانه ، سبزى خارج كرديم و از آن دانههاى رويهم چيده پديد مىكنيم ، و از درخت خرما از غنچهاش خوشههاى نزديك هم پديد آورديم ، ( و با آن آب ) باغاتى از انگور ، زيتون و انار مانند و نامانند هم ( پديد آورديم ) بنگريد به ميوهء آن هنگام ميوه آوردن و بنگريد به رسيدن آن ، در اينها براى قومى كه تسليم مىشوند نشانههايى از خداست .
كلمهها
فالق : فلق ( بر وزن خلق ) شكافتن . فالق : شكافنده .
نوى : نواة : هسته . جمع آن نوى است . حب : دانه .
تؤفكون : افك : ساخته و برگرداندن چيزى از حقيقتش
فَأَنَّى تُؤْفَكُونَ
به كجا برگردانده مىشويد ( به كجا برمىگرديد ) .
اصباح : صبح كردن ، به معنى صبح نيز آيد ، در اينجا معناى دوم مراد است .
سكنا : سكون : آرام گرفتن بعد از حركت ، سكن ( بر وزن شرف ) :
آرامش و محل آرامش و چيزى كه در آن آرام گيرند .
حسبان : ( بر وزن قرآن ) شمردن و حساب كردن ، تقدير آن « ذا حسبان » است .
نجوم : ستارگان . مفرد آن نجم و اصل نجم به معنى ظهور و بروز است .
انشأكم : نشأ : پديد آمدن . انشاء : پديد آوردن .
مستقر : قرارگاه و قرار گرفتن ، مراد از آن در آيه معناى اول است ( اسم مفعول نيست ) .