تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير احسن الحديث (فارسى) — صفحة 270

مساهمون:

ص٢٧٠
مىكنيد و مىخواهيد به عنوان كتاب آسمانى بودن از آن بهره بريد چرا مىگوئيد :
ما أَنْزَلَ اللَّهُ عَلى بَشَرٍ مِنْ شَيْءٍ
؟ ! ! دوم : آنكه بعضى از معارف و معلومات دينى هست كه بشر با عقل خود نمىتوانسته به آنها پى ببرد مثل صفات خدا ، معاد ، بهشت و جهنم ، عالم برزخ ، وجود ملائكه و مانند آنها و بسيارى از اخلاق فاضله و احكام دينى ، انتشار اين مفاهيم و معلومات خود دليل است بر اينكه پيامبرانى از جانب خدا آمده و اينها را تفهيم كرده‌اند و گرنه بشر نمىتوانست به آنها راه يابد . على هذا « علمتم » خطاب است به يهود نه مشركان يا مسلمانان .
قُلِ اللَّهُ ثُمَّ ذَرْهُمْ فِي خَوْضِهِمْ يَلْعَبُونَ
چون مسئله روشن شد و آنها در منطق مغلوب شدند و حجت خدا تمام گرديد مىگويد : بگو خدا كتاب نازل كرده و خدا اينها را تعليم فرموده آن گاه بگذار در باطلشان بمانند . 92 -
وَ هذا كِتابٌ أَنْزَلْناهُ مُبارَكٌ مُصَدِّقُ الَّذِي بَيْنَ يَدَيْهِ وَ لِتُنْذِرَ أُمَّ الْقُرى وَ مَنْ حَوْلَها وَ الَّذِينَ يُؤْمِنُونَ بِالْآخِرَةِ يُؤْمِنُونَ بِهِ وَ هُمْ عَلى صَلاتِهِمْ يُحافِظُونَ
. بعد از پاك كردن از غلطهاى آنها به وضع قرآن پرداخته است گويد قرآن نازل شده خدا و داراى بركت و فائده‌هاى ثابت است . تصديق كردن لازم گرفته كه از آنها بالاتر و كاملتر باشد و گرنه مثل آنها مىشد ، ابن عباس گويد
مَنْ حَوْلَها
شامل همهء اهل زمين ، ولى به نظرم اين سخن اغراق است ، مكه در آن روز مركز حجاز بود ، حول و حوش آن نيز بايد متعارف باشد مثل :
وَ ما كانَ رَبُّكَ مُهْلِكَ الْقُرى حَتَّى يَبْعَثَ فِي أُمِّها رَسُولًا
قصص / 59 جهانى بودن رسالت آن حضرت را بايد از آياتى نظير
لِأُنْذِرَكُمْ بِهِ وَ مَنْ بَلَغَ
انعام / 19
وَ ما أَرْسَلْناكَ إِلَّا رَحْمَةً لِلْعالَمِينَ
انبياء / 107 ، و مانند آنها استفاده كرد .
وَ لِتُنْذِرَ أُمَّ الْقُرى