شرحها
در آيات گذشته مسئله توحيد بررسى شد ، در اين آيات و آيات بعدى مسئلهء نبوت مورد نظر است كه چهرههاى نورانى بنام انبيا از راه بيدار كردن فطرتها و ارائه آثار طبيعت خواستهاند بشريت را در راه توحيد و آزادى و آزادگى قرار بدهند .
آثار طبيعت ، چراغهاى توحيد و انبياء چراغدارانى هستند كه آنها را فرا راه انسان گرفتهاند
وَ سَلامٌ عَلَى الْمُرْسَلِينَ
صافات / 181 ، يعنى هم آثار توحيد در جهان هست و هم انبياء آن را نشان دادهاند .
در اين آيات ابراهيم موحد ، اول به آزر حمله مىكند كه تو و قومت در ستايش اصنام گمراه شدهايد ، سپس به رب بودن ستاره و ماه و آفتاب مىپردازد و آن گاه آنها را رد مىكند ، پيداست كه ابراهيم با دو گروه مشرك روبرو بوده است گروه اول بت پرستان كه آيهء اول به آن راجع است و در جاهاى ديگر به تفصيل آمده است و بالاخره اجسام بىروح به دست آن پاكمرد تكه تكه و تار و مار شدهاند ، گروه دوم ، ماه و ستاره و آفتاب پرستان بودهاند .
آيات نشان مىدهد كه ابراهيم دربارهء ماه و آفتاب فكر و دقت كرده و به اين نتيجه رسيده كه آنها نمىتوانند رب باشند ، سپس بر كسانى كه آنها را مىپرستيدند تاخته است ، استدلال آن حضرت استدلال فلسفى و تعقلى است كه يكى از راههاى قرآن در بيان توحيد است .
74 -
وَ إِذْ قالَ إِبْراهِيمُ لِأَبِيهِ آزَرَ أَ تَتَّخِذُ أَصْناماً آلِهَةً إِنِّي أَراكَ وَ قَوْمَكَ فِي ضَلالٍ مُبِينٍ
.
در « نكتهها » راجع به « آزر » سخن خواهيم گفت ، در اينجا فقط حملهء